تجارت

ساخت وبلاگ

برای لیست کاملی از اصطلاحات تجاری مورد استفاده در عهد عتیق ، باید به EB ، IV ، Cols مراجعه کنید. 5193-99. فقط در اینجا می توان مهمتر را ارائه داد.

برای "بازرگان" عبری تقریباً همیشه از یکی از دو شکل مشارکتی Cocher یا Rokhel استفاده می کند ، که هر دو به سادگی "کسی که سفر می کند" است. هیچ تفاوتی در معنی آنها وجود ندارد ، اما وقتی این دو با هم استفاده می شوند (حزقیال 27:13) نسخه اصلاح شده (انگلیس و آمریکایی) با استفاده از "Tragmer" برای روکش متمایز می شود. فعل cachar ، که از آن Cocher مشتق شده است ، "به تجارت" در پیدایش 34: 10،21 و "ترافیک" در GE 49:34 ، با سازندهای شماری متعدد از همان ساقه ترجمه شده است. فعل راخال که از آن روخل مشتق شده است رخ نمی دهد ، اما شکل گیری اسمی Rekhullah در حزقیال 26:12 (نسخه اصلاح شده (انگلیس و آمریکایی) "کالا"). 28: 5،16،18 (نسخه اصلاح شده (انگلیس و آمریکایی) "ترافیک") ممکن است ذکر شود. در حزقیال 27:24 نسخه اصلاح شده (انگلیس و آمریکایی) دارای "کالا" برای مارکولت است ، اما این کلمه به معنای "محل کالا" ، "بازار" است. تاریم مشارکت ، از Tur ، "جستجو کنید" ، در ترکیب با "آنش" ، مردان "، در 1 پادشاهان 10:15 ،" مردان بازرگان "توسط نسخه پادشاه جیمز ،" چاپمن "توسط نسخه اصلاح شده انگلیسی ترجمه شده است"معامله گران" توسط نسخه اصلاح شده استاندارد آمریکایی ؛در 2 Chronicles 9:14 ، نسخه King James و نسخه انگلیسی اصلاح شده "Chapmen" و نسخه استاندارد اصلاح شده آمریکا "معامله گران" هستند. متن این آیات مشکوک است. در حزقیال 27 (فقط) "کالاها" نمایانگر Ma`arabh ، از "Arabh" ، به مبادله ، ترجمه شده "ترجمه" برای معامله ، "حاشیه" ، در 27: 9 نسخه استاندارد اصلاح شده آمریکا ، با "فروشندگان" ، حاشیه"مبدل ها" ، در 27:27 (نسخه پادشاه جیمز و نسخه اصلاح شده انگلیسی "اشغال" ، "اشغالگران"). Kena`an ، و Kena`ani "کنعانیت" ، گاهی اوقات به معنای "بازرگان" استفاده می شوند ، اما تعیین اینکه آیا تحت اللفظی یا نیروی منتقل شده در نظر گرفته شده است ، اغلب دشوار است. از این رو ، تمام سردرگمی در نسخه های انگلیسی کتاب مقدس ؛در نسخه اصلاح شده (انگلیس و آمریکایی) یادداشت "بازرگان" ، شغل 41: 6 ؛"بازرگان ،" حاشیه "کنعانیت" ، ضرب المثل 31:24 ؛"قاچاقچی" ، اشعیا 23: 8 ؛"قاچاق" ، حاشیه کنعانیت "، حسین 12: 7 ؛"کنعان ،" حاشیه "بازرگان ،" اشعیا 23:11 ؛ZEC 1:11 ، و مقایسه "سرزمین ترافیک" ، حاشیه "سرزمین کنعان" ، حزقیال 17: 4.

به چاپمن مراجعه کنید. اشغال

در آخرالزمان و عهد جدید "بازرگان" برای Emporos است (سیراچ 26:29 ، و غیره. ؛ متی 13:45 ؛ مکاشفه 18: 3،11،15،23). بنابراین "کالا" در یوحنا 2:16 و Emporia ، در متی 22: 5 ، در حالی که Emporeuomai ، ترجمه شده است "Make Make of" در 2 پیتر 2: 3 و "تجارت" در جیمز 4:13 (پادشاه جیمز جیمز ترجمه شده است ، ترجمه شده است. نسخه "خرید و فروش"). اما "به تجارت" در متی 25:16 برای Ergazomai است (مقایسه مکاشفه 18:17) ، و لوک 19:13 برای Pragmateuomai ، نسخه پادشاه جیمز "اشغال". در حالی که "تجارت" در مکاشفه 18: 11،12 برای Gomos ، "بار" (بنابراین حاشیه نسخه اصلاح شده ؛ مقایسه اعمال 21: 3). علاوه بر این ، شایسته توجه ، متابولیا است ، "مبادله" (سیراچ 37:11).

2. موقعیت فلسطین:

هر نقشه راه از جهان باستان نشان می دهد که فلسطین با وجود کمبود بندرها ، موقعیت بسیار مهمی را در رابطه با مسیر تجاری به خود اختصاص داده است. هیچ خروجی از غرب از مرکز کاروان بزرگ دمشق وجود نداشت ، تقریباً هیچ خروجی به سمت زمین از مراکز بزرگ دریایی تایر و سیدون وجود نداشت و بدون عبور از فلسطین ، از شمال و شمال شرقی از مصر خارج نشده است. به طور خاص ، تنها جاده خوبی که تایر (و سیدون) با دمشق اتصال مستقیم در فلسطین شمالی قرار دارد ، در دریای گالیله قرار می گیرد. در نتیجه ، بازرگانان خارجی باید در همه جا چهره های آشنا در فلسطین باشند (پیدایش 37: 25،28 ؛ 1 پادشاهان 10:15 ؛ نعیمیا 13:16 ؛ اشعیا 2: 6 ؛ زکریا 1:11 و غیره). به عنوان یک نتیجه گیری ، عوارض بر روی این بازرگانان همیشه منبع درآمد حاصل از درآمد (1 پادشاهان 10:15 ؛ حزقیال 26: 2 ؛ عزرا 4:20) بود ، و به طور طبیعی فلسطین از طریق توزیع محصولات خود از طریق مزایای خاصی برخوردار بودحضور این معامله گران.

3. محصولات تجاری فلسطین:

از بین این محصولات ، سه ماده اصلی دانه ، روغن و شراب (Hosea 2: 8 ؛ تثنیه 7:13 و غیره) بود. با این حال ، شراب فلسطین در جهان باستان شهرت کمی کسب کرد و صادرات آن فقط در 2 تواریخ 2: 10،15 ذکر شده است. عزرا 3: 7 ، در حالی که حزقیال 27:18 صریحاً می گوید که برای تایر شراب خوب به دمشق فرستاده شده است. توسط مصر مورد نیاز دانه نیست ، اما یک بازار آماده در فننی ، هم برای مصرف در شهرهای بزرگ تایر و سیدون و هم برای صادرات (1 پادشاهان 5:11 ؛ عزرا 3: 7 ؛ عزل 27:17 ، و غیره پیدا کرد.). وابستگی معکوس فلسطین به تایر برای غذا (اشعیا 23:18 ؛ مقایسه پیدایش 41:57) فقط در شرایط استثنایی می توانست رخ دهد. نفت توسط مصر و همچنین فننی مورد نیاز بود (حسین 12: 1 ؛ اشعیا 57: 9) ، اما احتمالاً از شمال اسرائیل از طریق فننی به مصر منتقل شد. Hosea 2: 5،9 از پشم و کتان به عنوان محصولات اسرائیل یاد می کند ، اما هیچ یک از آنها نمی توانست مهم باشد. کتان یک تخصص مصر بود (اشعیا 19: 9) و به سختی در عهد عتیق ذکر شده است ، در حالی که برای پشم اسرائیل باید تا حد زیادی به موآب وابسته باشد (2 پادشاه 3: 4 ؛ اشعیا 16: 1). محصولات جزئی که صادر شده بودند "مومیایی کردن ، عسل ، اسفنج و میر ، آجیل پسته و بادام" بودند (پیدایش 43:11 حاشیه ؛ به مقالات جداگانه مراجعه کنید و "Paag و. Balm" را در حزقیال 27:17 مقایسه کنید). اینها محصولاتی از Gilead بودند (پیدایش 37:25)."بلوط های باشان" دارای ارزش تجاری بود ، اما فقط برای استفاده برای OARS (حزقیال 27: 5) و غیره در سیاهههای مربوط. فلسطین مجبور شد تمام الوارهای سنگین را وارد کند (1 پادشاهان 5: 6 و غیره). علیرغم تثنیه 8: 9 ، فلسطین در ثروت معدنی کمبود دارد. ارزش محصولات تولیدی PAL به مهارت ساکنان بستگی دارد ، اما به نظر می رسد که برای هنرها عبری ها از استعداد خاصی برخوردار نیستند (1 پادشاهان 5: 6 ؛ مقایسه 1 ساموئل 13:19).

4. معامله گران فلسطینی:

در مقایسه با حجم زیاد تجارت بین المللی که دائماً از فلسطین عبور می کردند ، محصولات فوق می توانست ارزش بسیار خوبی داشته باشد و بازرگانان بزرگ معمولاً خارجی بودند. با این حال ، یک فعالیت گسترده به عنوان "واسطه ها" و مأمورین در صورت مراقبت از استفاده از آن ، برای ساکنان فلسطین باز بود. چنین حرفه ای خواستار تماس نزدیک با ملت های اطراف و آزادی از دست و پنجه نرم مذهبی است. کنعانیان ظاهراً در تعقیب تجاری این زمان عالی بودند ، به حدی که "کنعانیت" و "بازرگان" اصطلاحات قابل تبدیل بودند.

بنی اسرائیلی ها به عنوان یک مرد عشایری که حتی کشاورزی هنوز یاد نگرفتند ، وارد کنعان شدند و با خودآگاهی مذهبی که آنها را از روابط خیلی نزدیک با همسایگان خود باز می دارد. از این رو ، آنها از مشارکت زیاد در تجارت محروم شدند. قانون پنتاتوچ (با تمایز شدید از کد هامورابی) این روحیه غیر تجاری را کاملاً واضح نشان می دهد ، زیرا هیچ مقرراتی وجود ندارد که مربوط به بازرگانان فراتر از امور ابتدایی مانند ممنوعیت وزن های دروغین و غیره باشد (ت راسازی 25: 13 ؛ Leviticus 19:36 ؛ کد میثاق حتی این قوانین را ندارد). به ویژه ، ممنوعیت علاقه (خروج 22:25 ؛ تثنیه 23:19 ، و غیره) نشان می دهد که هیچ زندگی تجاری بومی در نظر گرفته نشده است ، زیرا ، بدون سیستم اعتباری ، تجارت در هر مقیاس گسترده غیرممکن بود. همه اینها به خارج از کشور واگذار شد (تثنیه 23:20 ؛ مقایسه 15: 6 ؛ 28: 12،44). در واقع ، ایده آل یهودی این بود که هر خانواده باید یک واحد تولیدی خودکفا (ضرب المثل 31: 10-27) را تشکیل دهند ، با تبادل محلی یا ملی آن کالاها (مانند ابزار و نمک) که نمی توانند در خانه تولید شوند. و به نظر می رسد این ایده آل به خوبی قابل تحمل است. قبایل شمالی ، از طریق مجاورت آنها با ققنویان ، کسانی بودند که برای اولین بار تحت تأثیر روح تجاری و به ویژه نیمه قبیله ای جدا شده دن قرار گرفتند. در قضات 5:17 ما آنها را در زمان پیروزی باراک "در کشتی ها" باقی می مانند. از آنجایی که قلمرو آنها هیچ دریایی نداشت ، این بدان معنی است که آنها با خدمت در کشتی های تایر و سیدون ، بودجه می گرفتند. زبولون و ایساکار نیز به همین ترتیب در تثنیه 33:19 به عنوان بازرگانان اسرائیل ظاهر می شوند ، ظاهراً کالاهای خود را به طور عمده در زمان مجامع بزرگ مذهبی می فروشند. اما اختلالات در زمان قضات یک نوار مؤثر در برابر تجارت زیادی بود. سائول به طور طولانی موفق به تولید نوعی نظم شد ، و می شنویم که او سعادت را به ارمغان آورده است که خود را در پوشاک غنی تر و زیور آلات طلایی برای زنان نشان داده است (2 ساموئل 1:24 ؛ پول را ببینید). تأسیس خود دیوید از یک گیکل رسمی (2 ساموئل 14:26) اثبات این است که تجارت به یک اهمیت اهمیت یافته است.

با این حال ، تحت سلیمان ، تجارت واقعی اسرائیل آغاز شد. نویسنده کی استرس خاصی بر واردات خود دارد. از تایر چوب (1 پادشاهان 5: 6 ، و غیره) و طلا (1 پادشاهان 9:11) آمد. از شبا طلا و ادویه جات ترشی جات (1 پادشاهان 10:10 ، "در اینجا ، مانند" ارائه "در جای دیگر ، یک حسن نیت است). از اوفیر و جاهای دیگر طلا ، نقره ، سنگ های قیمتی ، درختان الموگ ، عاج ، میمون و طاووس آمدند (1 پادشاهان 10: 11،22،25). طبق متن ماسوریتیک 1 پادشاهان 10:28 ، اسب ها و ارابه ها از مصر آورده شده و دوباره به شمال فروخته می شوند.

اما متن در اینجا مشکوک است. مصر در مقایسه با شمال سوریه و ارمنستان غربی هیچ شهرتی به عنوان یک اسب بخار شهرت نداشت (به توگرما مراجعه کنید). بنابراین بسیاری از محققان ترجیح می دهند "Musri" (در شمال غربی عربستان) را برای "مصر" بخوانند (MTSR برای MTSRYM-به نظر می رسد Comms. ، به ویژه EB ، III ، Cols. 3162-63). با این حال ، این تغییر همه مشکلات را روشن نمی کند ، و مصر مطمئناً به خاطر ارابه های خود مشهور بود. و مقایسه تثنیه 17:16.

در مبادله سلیمان به گندم و روغن تایر صادر شد (1 پادشاهان 5:11 ؛ 2 تواریخ 2: 10،15 "جو و شراب" را اضافه می کند). آنچه او برای سایر کشورها ارسال کرده است مشخص نشده است ، و به ویژه ، هیچ اشاره ای به آنچه وی برای طلا مبادله کرده است ، وجود ندارد. 1 پادشاهان 5:11 ؛9:11 ، با این حال ، نشان می دهد که هیرام برای بیشتر این ترافیک طلا واسطه بود ، به طوری که در تسویه حساب نهایی حساب های سلیمان باید به شدت در بدهی هیرام باشد. 1 پادشاهان 9:11 این را اثبات می کند. سلیمان وظیفه بزرگتری را نسبت به منابع فلسطین انجام داده بود ، و در پرداخت موظف بود گالیله شمالی را به هیرام واگذار کند.(نویسنده 1 پادشاهان توضیح می دهد که "شهرها بی فایده بودند" ، در حالی که تواریخ از حادثه بی هدف به طور کلی عبور می کند ، اگر 2 تواریخ 8: 2 معکوس پرونده نباشد.)

3. تجارت دریایی:

از جمله سایر فعالیت های سلیمان ، تجارت دریایی فراموش نشد. پیروزی دیوید بر EDOM به دریای سرخ در Eziongeber دسترسی پیدا کرد و این بندر توسط Hiram و Solomon با همکاری (1 پادشاهان 9:26) ، هیرام ، ظاهراً کشتی ها و ملوانان را تهیه کرد (1 پادشاهان 10:11). پس از مرگ سلیمان ، ادوم قیام کرد و راه دریا بسته شد (1 پادشاهان 11:14). تا زمان یوشافات بهبود نیافته بود ، و او نمی توانست با آن کاری انجام دهد ، "زیرا کشتی ها در Eziongeber شکسته شدند" (1 پادشاهان 22:48) ، یعنی در بندرگاه. یا آنها به شدت ساخته شده بودند یا به طور نامحسوس اداره می شدند. عبری ها به عنوان ملوانان مهارت نداشتند.

کشتی ها و قایق ها را ببینید.

پس از زمان سلیمان تجارت که توسط وی تأسیس شده است ، البته با نوسانات ادامه یافت. ساماریا از دیدگاه تجارت آنقدر مهم شد که بن هاداد اول باشا را وادار کرد تا خیابان را به بازرگانان دمشق اختصاص دهد ، در حالی که آهاب موفق شد امتیاز معکوس را از بن-هاداد دوم استخراج کند (1 پادشاهان 20:34). سلطنت های طولانی و مرفه معاصر Jeroboam II و Uzziah بدیهی است که برای رشد تجارت از اهمیت زیادی برخوردار است و این تجملات رو به رشد این سرزمین تحت این سلطنت ها بود که به نام های Amos ، Hosea و Isaiah نامیده می شد. آموس از واردات تجملات گران قیمت خارجی توسط ثروتمندان شکایت می کند (مقایسه اشعیا 3: 18-23) ، که محصولات طبیعی فلسطین را هدر داد (اشعیا 6: 3-6 ؛ 3: 12،15). دانه ، ماده اصلی ارزش ، از فقرا اخاذی شد (اشعیا 5:11) ، و دلالان غلات بسیار ناسازگار بودند (اشعیا 8: 4-6). اشعیا 8: 6c در نسخه های انگلیسی کتاب مقدس حاکی از فروش دانه های زناشویی است. معنای عبری ، با این حال ، مبهم است ، اما البته زنا باید وجود داشته باشد ، و بدون شک بدون اهمیت نیست که برچسب های موجود در گلدان های ساماری که اخیراً کشف شده اند ، بر خلوص مطالب تأکید می کنند (بررسی کلامی هاروارد ، 1911 ،138-39). میزان تجارت گرایی چنان حسین را تحت الشعاع قرار می دهد که او فریاد می زند "افریم به یک کنعان تبدیل شده است!"(12: 7 حاشیه). بی پروا ترین معامله با این ادعا توجیه می شود ، "مطمئناً من ثروتمند می شوم" (12: 8). اشعیا از قراردادهای صمیمی انجام شده با بیگانگان شوکه شده است ، که برای سازندگان بسیار سودآور است ، اما بت پرستی را به همراه می آورد (2: 6-8). در زمان اشعیا بود که نفوذ آشوری خود را در یهودا احساس کرد ، و راه اندازی در معبد الگوی یک محراب آشوری (2 پادشاه 16:10) باید با هجوم کالاهای آشوری همراه باشدهمه توضیحات(به همین ترتیب ، واکنش مذهبی تحت حزقیا با تحریم کالاهای آشوری همراه بود.) داده های مربوط به دوره قبل از اعدام زیر کم است ، اما حزقیال 26: 2 نشان می دهد که بیت المقدس تا زمان موقعیتی از اهمیت تجاری را حفظ کرده استاز سقوط اواشعیا 23 و Eze 26 مورد علاقه ویژه ای هستند. 27 با توضیحات خود در مورد تجارت تایر. حزقیال در واقع خود را به توصیف محدود می کند ، اما اشعیا درآمد این تجارت را به عنوان "استخدام یک هارلوت" توصیف می کند (23: 17،18) ، عبارتی که دوباره در مکاشفه 18: 3 ظاهر می شود.

9-یک فصل که در لحن نبوی قدیمی واقع شده و تقریباً منحصراً بر اساس اشعیا و حزقیال پایه گذاری شده است. اما توجه به این نکته حائز اهمیت است که اشعیا متوجه می شود (23:18) که تمام این شرکت قادر به تقدیر به خداوند است و بنابراین به خودی خود اشتباه نیست.

5. تبعید و پس از آن: < Span> 9-فصل در لحن نبوی واقعی قدیمی و تقریباً منحصراً بر اساس اشعیا و حزقیال مستقر شده است. اما توجه به این نکته حائز اهمیت است که اشعیا متوجه می شود (23:18) که تمام این شرکت قادر به تقدیر به خداوند است و بنابراین به خودی خود اشتباه نیست.

5- تبعید و بعد از: 9-فصل در لحن نبوی واقعی قدیمی و تقریباً منحصراً بر اساس اشعیا و حزقیال مستقر شده است. اما توجه به این نکته حائز اهمیت است که اشعیا متوجه می شود (23:18) که تمام این شرکت قادر به تقدیر به خداوند است و بنابراین به خودی خود اشتباه نیست.

5. تبعید و بعد از آن:

تبعید به بابل ، یهودیان را مستقیماً در میان تمدن تجاری بسیار توسعه یافته قرار داد ، و اگرچه ما از جزئیات نادان هستیم ، اما آنها باید تا حد بسیار قابل توجهی وارد این زندگی شوند. در واقع ، بیش از حد محتمل است که در اینجا بود که نبوغ مشهور تجاری یهودیان ظاهر خود را نشان داد. مطمئناً این است که تبعیدان ثروت زیادی به دست آوردند و به موقعیت بالایی رسیدند (زکریا 6:10 ؛ نئیمیا 1:11 ؛ 5:17 ، و غیره) ، و این که وقتی فرصتی برای بازگشت به فلسطین باز شد ، بیشتر تبعیدها ترجیح می دادنددر آنجا بمانید (به تبعید مراجعه کنید). در حقیقت ، جامعه فلسطین سالها فقیر بود (زکریا 8:10 ؛ هاگای 1: 6 ؛ نئیمیا 1: 3 ؛ مالاچی 3: 10-12 و غیره) و حتی نمی توانست از فروش فرزندان خود جلوگیری کندبه برده داری (جوئل 3: 6). چنین تجارتی که وجود داشته است عمدتاً در دست بیگانگان بود (جوئل 3:17 ؛ زکریا 14:21) ، اما ضعف های مکرر محصولات زراعی باید بسیاری از یهودیان را مجبور به تجارت کنند تا از گرسنگی خودداری کنند. تاریخ قرن چهارم بسیار مبهم است ، اما برای تاریخ تجاری بعدی یهودیان بنیاد اسکندریه (332 قبل از میلاد) یک واقعیت از اهمیت اساسی بود. برای اسکندریه به سرعت به مرکز تجاری جهان تبدیل شد و یهودیان ، که توسط دعوت نامه های بطلمی ها جذب می شدند ، در جریان ها ریختند. سیاست اسکندریه از نزدیک توسط آنتیوچ کپی شده است (در دوره به مورچه ، xii ، i ، iii ؛ مقایسه اسکندریه ؛ آنتیوچ) ، و آنت ، xii ، IV ، نشان می دهد که توانایی یهودیان به درستی توسط نجیب ها شناخته شده است. اما این پیشرفت خارج از فلسطین بود. Sirach تجارت را در بین لیست معاملات در 38: 24-30 حساب نمی کند (توجه داشته باشید ، با این حال ، افزایش اهمیت صنعتگران) و منابع وی به تجارت در کل به خصوص مشخصه نیست (5: 8 ؛ 8:13 ، و غیره ؛ اما ؛به 42: 7 مراجعه کنید). اما حتی تجارت فلسطین باید به طور پیوسته در حال افزایش باشد. در زیر Maccabees Joppa اسیر شد و افتتاح بندر آن برای تجارت یونان در بین "افتخارات" سیمون شماره گذاری شده است (1 MACC 14: 5). اتحاد جهانی تجارت تحت رم ، البته ، به فلسطین سهم در این مزایا داد. هیرود توانست معجزات تجاری (Ant. ، xv ، vi ، 7 ؛ viii ، 1 ؛ ix ، 2 ؛ xi ، 1 ؛ xvi ، v ، 3 و غیره) و فلسطین عهد جدید یک تجارت تجاری باشد. از یک کشور کشاورزی. مثلهای مسیح تقریباً در هر طرف زندگی تجاری لمس می کنند و حتی بازرگان مروارید را به عنوان چهره ای ناآشنا معرفی نمی کنند (متی 13:45). با این حال ، به اخلاق تجارت

سیگنالهای معاملاتی...
ما را در سایت سیگنالهای معاملاتی دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : عارف لرستانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : پنجشنبه 10 فروردين 1402 ساعت: 13:07