غلظت قدرت در بازار هنرهای معاصر: تجزیه و تحلیل تجربی از "قدرت 100" Artreview

ساخت وبلاگ

کارشناسان هنر و واسطه ها نقش مهمی در بازارهای هنری دارند. آثار هنری کالاهایی هستند که تعیین کیفیت آنها دشوار است. بنابراین ، به نظر می رسد محدود کردن رقابت در بازار کارشناسان هنر تا حدی ، اما نه خیلی زیاد ، به منظور ارائه دانش با کیفیت بالا. این مقاله حاوی یک تحلیل تجربی از میزان تمرکز بازار کارشناسان هنر است. برای این منظور ، روشهای مختلفی برای اندازه گیری غلظت بازار با تأکید بر تعیین عملکرد توزیع یک شاخص قدرت تازه تعریف شده اعمال می شود. رتبه بندی سالانه Power 100 در مجله Artreview از سال 2002 تا 2019 برای مطالعه تمرکز در بازار متخصص هنر استفاده می شود. نتایج نشان می دهد نه تنها چندین نشانه از یک سلسله مراتب مرتب شده ، بلکه قدرت بازار بسیار متمرکز در این بازار است. اول ، انتخاب ملیت های اعضای به اصطلاح قدرت مغرضانه است ، با توجه به اینکه به ویژه آمریکایی ها و اروپای غربی در رابطه با سهام جمعیت جهان خود بیش از حد نماینده هستند ، بر خلاف آسیایی های کم نماینده ، آفریقایی ها و آمریکای لاتین. دوم ، اگرچه در ردیف های پایین رتبه بندی تنوع قابل توجهی وجود دارد ، اما موقعیت های برتر در رتبه بندی ها بسیار پایدار هستند ، همانطور که توسط شاخص تسلط قدرت نشان داده شده است. سوم ، نتیجه اصلی تجربی این مقاله این است که 99 موقعیت رتبه بندی برتر از توزیع فرچت با ارزش شدید با دم چربی پیروی می کنند. این به عنوان نشانگر غلظت بیش از حد بر بالاترین ردیف متخصصان هنر تعبیر می شود. آزادسازی بازار کارشناس هنر تا حدی ممکن است تنوع و تسلط کمتری در بازارهای هنری با کیفیت بالا فراهم کند.

روی نسخه خطی کار می کنید؟

از رایج ترین اشتباهات خودداری کنید و نسخه خطی خود را برای ویراستاران ژورنال آماده کنید.

معرفی

همانطور که ویکتور گینزبورگ (2003) آن را بیان کرد ، دروازه بان ها و سایر واسطه ها ، و همچنین منتقدین هنری (کامرون 1995) و فروشندگان هنری (Velthuis 2011b) ، در "کارشناسان" کوتاه ، در تعریف کیفیت و ارزش پاورقی 1 از هنری بسیار تأثیرگذار هستندآثار. علاوه بر این ، آنها تأثیر قابل توجهی در موفقیت اقتصادی هنرمندان دارند. بنابراین ، کارشناسان نه تنها ارزش را تعریف و تعیین می کنند بلکه قیمت آثار هنری را نیز تعیین می کنند (به عنوان مثال ، گینزبورگ و همکاران 2019) و درآمد هنرمندان (Fraiberger et al. 2018). ترجمه استعداد یک هنرمند به ارزش ، و همچنین شهرت این هنرمند به عنوان تعیین کننده ارزش اقتصادی آثار هنری آنها (آنجلینی و کاستلانی 2019) به نظر این متخصصان بستگی زیادی دارد. این امر به ویژه برای بازارهای هنر معاصر بسیار مهم است. فقط این بازارها موضوع این مقاله هستند.< Span> همانطور که ویکتور گینزبورگ (2003) آن را بیان کرد ، دروازه بان ها و سایر واسطه ها ، و همچنین منتقدین هنری (کامرون 1995) و فروشندگان هنری (Velthuis 2011b) ، به طور خلاصه "متخصصان" ، در تعریف کیفیت و پاورقی ارزش بسیار تأثیرگذار هستند1 آثار هنری. علاوه بر این ، آنها تأثیر قابل توجهی در موفقیت اقتصادی هنرمندان دارند. بنابراین ، کارشناسان نه تنها ارزش را تعریف و تعیین می کنند بلکه قیمت آثار هنری را نیز تعیین می کنند (به عنوان مثال ، گینزبورگ و همکاران 2019) و درآمد هنرمندان (Fraiberger et al. 2018). ترجمه استعداد یک هنرمند به ارزش ، و همچنین شهرت این هنرمند به عنوان تعیین کننده ارزش اقتصادی آثار هنری آنها (آنجلینی و کاستلانی 2019) به نظر این متخصصان بستگی زیادی دارد. این امر به ویژه برای بازارهای هنر معاصر بسیار مهم است. فقط این بازارها موضوع این مقاله هستند. ویکتور گینزبورگ (2003) آن را ، دروازه بان ها و سایر واسطه ها ، و همچنین منتقدان هنری (کامرون 1995) و فروشندگان هنری (Velthuis 2011b) ، به طور خلاصه "متخصصان" بسیار تأثیرگذار هستند. در تعریف پاورقی کیفیت و ارزش 1 آثار هنری. علاوه بر این ، آنها تأثیر قابل توجهی در موفقیت اقتصادی هنرمندان دارند. بنابراین ، کارشناسان نه تنها ارزش را تعریف و تعیین می کنند بلکه قیمت آثار هنری را نیز تعیین می کنند (به عنوان مثال ، گینزبورگ و همکاران 2019) و درآمد هنرمندان (Fraiberger et al. 2018). ترجمه استعداد یک هنرمند به ارزش ، و همچنین شهرت این هنرمند به عنوان تعیین کننده ارزش اقتصادی آثار هنری آنها (آنجلینی و کاستلانی 2019) به نظر این متخصصان بستگی زیادی دارد. این امر به ویژه برای بازارهای هنر معاصر بسیار مهم است. فقط این بازارها موضوع این مقاله هستند.

از دیدگاه اقتصاد ، رقابت بین کارشناسان یک ماده مهم برای تنوع هنری است. اگر دروازه بان ها و واسطه ها قدرت زیادی کسب کنند ، یعنی اگر داوری ارزش هنری یا زیبایی شناسی در دست گروه کوچکی از افراد با گذشت زمان متمرکز شود ، قدرت نه تنها ممکن است محدودیت رقابت در بازارهای هنری باشد (Velthuis 2011a) ،بلکه مانعی برای تنوع هنری با نتیجه از دست دادن ارزش فرهنگی است. قدرت به طور کلی به عنوان توانایی به دست آوردن نتیجه ترجیحی شخص تعریف می شود ، خواه از طریق اجبار ، پول ، جذب یا ترغیب (NYE 2017). دروازه بان ها در کنترل ورود به بازار به این معنا قدرت دارند تا حدی که آنها فقط تعداد معدودی از آنها هستند ، و هیچ "دروازه" دیگری برای ورود به بازار وجود ندارد. آنها در هنرهای معاصر به دلیل عدم اطمینان با کیفیت (Esposito and Stark 2019) و عرضه فراوان از آثار هنری و منابع محدود مورد نیاز هستند "... مانند فضای نمایشگاه ، سرمایه ، صفحات مجله ، جوایز ، استادی ، بورس های تحصیلی ، توجه عمومی و علمی ، غرفه های نمایشگاه هنرو قفسه های مجموعه "(باکرمن 2021 ، ص 98). راهنمایی در این وضعیت بازار یک ورودی ارزشمند برای افراد و نهادها نه تنها در سمت تقاضا بلکه در سمت عرضه است. خریداران هنرهای معاصر به دنبال ارزش ماندگار سرمایه گذاری خود هستند (Korteweg و همکاران 2016) ، و هنرمندان می خواهند آثار هنری آنها به نمایش گذاشته و به فروش برسند. هم تأمین کنندگان و هم خریداران آنقدر به بازارهای هنری رقابتی علاقه ندارند زیرا می توانند اجاره اقتصادی را در بازارهای غیر رقابتی تحقق بخشند (Singer 1988). با این وجود ، قدرت کارشناسان هنر می تواند به حدی قوی شود که تنوع هنر و رقابت در بازار رنج ببرد.

شکل 1 تفسیر اقتصادی از ساختار بازار هنر را نشان می دهد که در این مقاله مورد استفاده قرار می گیرد. پاورقی 2 در اصطلاحات بوردیو ، از "اصل ناهمگن سلسله مراتب" پیروی می کند (بوردیو 1983 ، ص 319 ، تأکید در متن اصلی) که متعلق به "قوانین بازار" است (بوردیو 1983 ، ص 320) ،بر خلاف "او" او اصل خودمختار سلسله مراتب ، که اگر زمینه تولید برای دستیابی به استقلال کامل با توجه به قوانین بازار به دست نیامده باشد "(Bourdieu 1983 ، ص 320 ؛ تأکید در متن اصلی)بشربازار کارشناسان از نظر اقتصادی به عنوان بازار بالادست در نظر گرفته می شود ، زیرا در این بازار کیفیت زیبایی و هنری هنر تعریف شده است. کارشناسان این بازار قدرت دارند زیرا آنها "... تأثیر می گذارند که هنر منتشر می شود و چه هنر تولید می شود" (Artreview 2014). بنابراین ، بازار خبره در اینجا به عنوان یک بازار بالادست در نظر گرفته می شود. یک بازار بالادست از نظر سلسله مراتبی از بازار پایین دست پیش می رود ، زیرا تولید کنندگان و توزیع کنندگان بازار پایین دست به ورودی بازار بالادست بستگی دارند. تخصص در مورد هنر معاصر ، تخصص در مورد هنر معاصر از بازار بالادست ، راهنمایی های کیفیت را برای بازار پایین دست ارائه می دهد.

figure 1

منبع: تصویر خود

ساختار بازار هنرهای معاصر.

بازار پایین دست یکی با ساختار به اصطلاح دو طرفه است (دی کارو و همکاران 2020 ؛ برای جنبه های کلی این بازارها به Rysman 2009 نیز مراجعه کنید). از یک طرف خود ، هنرمندان به عنوان خالق آثار هنری و از طرف دیگر خریداران آثار هنری (جمع کننده های خصوصی ، موزه ها و غیره) وجود دارند. اگرچه تماس های مستقیم بین هنرمندان و خریداران امکان پذیر است ، واسطه ها ارتباطات شبکه ای را به خریداران بالقوه که هنرمندان فردی ندارند ، فراهم می کند. این امر به واسطه ها توجیه اقتصادی برجسته و همچنین قدرت بازار می دهد. دلیل دوم ، موانع ورود زیاد به بازار واسطه ها ، به عنوان مثال به عنوان یک فروشنده هنری است (زورلونی 2005). همانطور که از نظر تئوری توسط دی گتانو و همکاران نشان داده شده است.(2019) ، دروازه بان توسط گالری ها با قدرت انحصاری ممکن است منجر به یک بازار تقسیم شده با تأثیر منفی بر نوآوری شود. علاوه بر این ، بازار پایین دست دارای یک زنجیره تأمین عمودی است که از هنرمندان (و فروشندگان در بازار هنر ثانویه) تا واسطه ها به خریداران هنر گسترش می یابد. پاورقی 3 ساختار زنجیره تأمین عمودی بازار پایین دست (افقی) با یک خط شیب دار بین بازیکنان نشان داده شده است.

برای این مقاله ، محور عمودی بین متخصصان و واسطه ها و همچنین هنرمندان مرتبط است. در بازار پایین دست ، واسطه ها به دلیل عدم تقارن اطلاعات بین خریداران و سرمایه گذاران در هنر از طرف تقاضا و قضاوت های کیفیت خودی های هنری نقش اساسی دارند. برای تبدیل شدن به یک واسطه موفق ، سرمایه گذاری بزرگ سرمایه انسانی مورد نیاز است. دانش هنری بسیار خاص فقط در دنیای هنر دارای ارزش است. این بدان معنی است که این سرمایه گذاری ها از نظر اقتصادی هزینه های غرق شده دارند. بنابراین ، غلظت مشخصی از واسطه ها در بازار افقی انتظار می رود. در این شرایط ، رقابت در بازار متخصص بالادست از نظر اقتصادی از نظر اقتصادی اهمیت بیشتری پیدا می کند. اگر بازار خبره نیز بسیار متمرکز یا حتی انحصار باشد ، خطر این است که نوعی "سلطه مضاعف" (که شبیه به حاشیه نشینی مضاعف در اقتصاد صنعتی است ؛ به Spengler 1950 ؛ Tirole 1995 ، صص 174 ff.) رخ می دهد. دومی مستلزم دو انحصار موجود در یک زنجیره است ، یکی در بازار بالادست یک زنجیره ارزش و دیگری در بازار پایین دست. در نتیجه ، در بازارهای تولیدی ، قیمت ها بالاتر و مقادیر پایین تر از یک انحصار یک شرکت هستند. در بازارهای هنری ، سلطه مضاعف ممکن است در قالب قیمت های بسیار بالا برای آثار هنری گروه کوچکی از هنرمندان فوق ستاره ، همراه با نوآوری های بسیار اندک و تنوع کمتری رخ دهد.

از نظر مفهوم قدرت NYE (2017) ، شکل قدرت بازار در بازار پایین دست می تواند به عنوان "قدرت سخت" توصیف شود زیرا از طریق پول اعمال می شود. در این بازار ، آثار هنری در برابر پرداخت فروخته و خریداری می شوند. هنرمندان و کارگزاران از این معاملات درآمد کسب می کنند و مالکیت آثار هنری مربوطه رد و بدل می شود. در مقابل ، قدرت در بازار بالادست را می توان "قدرت نرم" نامید زیرا از طریق قانع کننده کار می کند (NYE 2017). سواد هنری مبتنی بر اعتماد به این تخصص است. اما حتی متخصصان - به عنوان مثال منتقدان هنری - قضاوت های با کیفیت خود را در مورد آثار هنری بر روی افراد دیگر تحمیل می کنند. برای موفقیت ، کارشناسان باید سایر بازیگران را در بازار هنر ارزیابی کیفیت خود را متقاعد کنند. با این حال ، برای به دست آوردن این نوع تخصص بسیار تخصصی در هنر ، زمان و سرمایه گذاری های زیادی در سرمایه انسانی طول می کشد. مانند واسطه ها ، این سرمایه گذاری ها از نظر اقتصادی هزینه های غرق شده است. بنابراین انتظار می رود که بازار کارشناسان هنر خیلی رقابتی نباشد.

مورد توجه خاص ، متخصصان هنری وجود دارند که در بازارهای بالادست و پایین دست فعال هستند. متصدیان ، صاحبان گالری و حتی هنرمندان این متخصصان مربوط به هنر هستند. آنها با ایفای نقش مهمی در هر دو بازار ، می توانند قدرت نرم را به عنوان متخصص در بازار بالادست با قدرت سخت به عنوان واسطه ها و بازیگران در بازار پایین دست ترکیب کنند. این ترکیب را می توان "قدرت هوشمند" نامید (ویلسون 2008). استفاده استراتژیک از دانش تخصصی آنها در بازار پایین دست می تواند آنها را قادر سازد تا آثار هنری و هنرمندان مورد نظر خود را ارتقا یا حتی اجرای کنند.

رقابت کامل در بازارهایی با عدم اطمینان با کیفیت بالا و توزیع نابرابر اطلاعات بین خریداران و فروشندگان نه به احتمال زیاد و نه کارآمد است (داربی و کارنی 1973 ؛ دالک و کرسبامر 2006). کارشناسان و واسطه ها می توانند عدم اطمینان کیفیت و عدم تقارن اطلاعات را کاهش دهند. با این وجود ، رقابت بین متخصصان و واسطه ها می تواند "خیلی سست" یا "خیلی محدود" باشد (همچنین به Geroski 2003 ، ص 165 مراجعه کنید). پاورقی 4 یک رقابت متخصص بیش از حد محدود در بازار هنر بالادست ، تنوع سبک های هنری ، نوآوری ها را کاهش می دهد و حتی می تواند (آگاهانه یا ناخودآگاه) بر اساس جنسیت و قومیت تبعیض قائل شود. به عنوان اولین تنگنا در ورودی به سطح بالای بازار هنر ، افراد و نهادهای مربوطه می توانند بر تعریف و انتخاب هنر معاصر مسلط شوند. این می تواند در بازار پایین دست تأثیر بگذارد. احتمالاً تعداد واسطه ها به دلیل کاهش مسئله کیفیت توسط کارشناسان در بازار بالادست کاهش یافته است. با این وجود ، واسطه های باقیمانده به معنای قدرت سخت قدرتمندتر شدند ، زیرا می توانند در اجاره کمبود متخصصان بالادست شرکت کنند. علاوه بر این ، سرمایه گذاران هنر خصوصی سود می برند ، زیرا عدم اطمینان کیفیت آثار مربوط به هنر مربوطه کاهش می یابد و حفظ ارزش افزایش می یابد (Korteweg و همکاران 2016). در نهایت ، هنرمندانی که در بازار هنری سطح بالا پذیرفته شده اند نیز از آن بهره مند می شوند (خواننده 1988).

رقابت بسیار سست در بازار هنر بالادست برای کارشناسان ، آثار هنری و هنرمندان زیادی را به بازار هنر بالا می برد. این امر باعث تضعیف کیفیت آثار هنری و افزایش عدم اطمینان کیفیت می شود. در مقابل ، تنوع به حداکثر می رسد. کارشناسان می توانند از قدرت نرم بسیار کم (در واقع خیلی کم) استفاده کنند و عواقب بیشتری برای بازار پایین دست داشته باشند. از آنجا که معیارهای انتخاب کیفیت که توسط کارشناسان مشخص شده است ، دسترسی به تعداد بسیار زیادی از هنرمندان و آثار هنری را به بازار هنری سطح بالا امکان پذیر می کند ، قدرت سخت واسطه ها به میزان قابل توجهی افزایش می یابد. از آنجا که سرمایه گذاران و خریداران هنر معاصر علاقه زیادی به کیفیت و ارزش ماندگار دارند ، واسطه ها باید این کار را انجام دهند. تعداد بیشتری از واسطه ها نماینده هنرمندان مربوطه و رقابت برای خریداران خواهند بود. در حالی که این احتمال وجود دارد که رقابت بین واسطه ها مراحل انتخاب با کیفیت بالا را بازیابی کند ، کارآیی این روند کمتر از این است که در بازار بالادست کارشناسان سطح معقول و منطقی وجود داشته باشد. بر این اساس ، انواع اجاره اقتصادی پایین تر و به طور مساوی تر بین هنرمندان و بین خریداران و فروشندگان توزیع می شود.

با قرار دادن این جنبه های مختلف ، خط پایین به شرح زیر است. متخصصان هنر با ارائه اطلاعات مربوط به هنر که در غیر این صورت در آن بازار در دسترس نخواهد بود ، کارایی بازار پایین دست را افزایش می دهد. با این حال ، هنگامی که کارشناسان هنر در بازار بالادست نیز در بازار پایین دست بازیکنانی باشند ، یک بازار متخصص هنر بسیار متمرکز از نظر اقتصادی آسیب می بیند. متصدیان ، صاحبان گالری و هنرمندان چنین متخصص هستند. آنها می توانند با ترویج آثار هنری و هنرمندان مورد علاقه خود در بازار پایین دست استراتژیک عمل کنند. در این روش ، همانطور که در بالا ذکر شد ، سلطه مضاعف می تواند نتیجه بگیرد.

ارائه بازار کارشناسان رقابتی تر ، ممکن است بدون کاهش کیفیت آثار هنری ، آزادسازی بازارهای هنری را به وجود آورد ، همانطور که در سال 1880 سالن هنری تحت کنترل دولت در پاریس رها شد. دومی منجر به ظهور امپرسیونیست ها شد (Etro و همکاران 2020). پاورقی 5

با توجه به گالری ها ، تعداد کمی از گالری های موجود در بازار که هنرمندان با استعداد را انتخاب می کنند از نظر اقتصادی سودمند هستند ، تا زمانی که این چند گالری در یک دوره زمانی طولانی تر باقی نماند. مورد دوم نشانه رقابت برای بازار گالری ها است. همانطور که توسط پرینز و همکاران به صورت تجربی نشان داده شده است.(2015) ، به نظر نمی رسد که بازار گالری های هنری بسیار رقابتی باشد ، زیرا موقعیت های گالری های برتر با گذشت زمان وارد می شوند. به نظر می رسد این یک شکل مضر از قدرت بازار است.

همانطور که توسط Zorloni و Ardizzone (2016) به طور کمی نشان داده شده است ، اثرات Superstar (Wier-Take-All) در بازارهای هنری معاصر وجود دارد ، که با توجه متمرکز فقط به چند هنرمند به عنوان سرمایه گذاری توسط متصدیان/سرمایه گذاران ، همراه با جلوه های شبکه وجود دارد. بنابراین ، بازار پایین دست نمی تواند به عنوان رقابتی در نظر گرفته شود. سؤال مطرح شده در این مقاله این است که آیا بازار متخصص بالادست نیز ممکن است با غلظت بالای بازار ، یعنی قدرت (اقتصادی) مشخص شود. اگر غلظت برق در بازار متخصصان زیاد باشد و اگر متخصصان نیز در بازار پایین دست بازیگر باشند ، این امر به یک سلطه دوتایی هنری و اقتصادی کمک می کند ، همانطور که در بالا ذکر شد.

در تجزیه و تحلیل شبکه اخیر از نیم میلیون هنرمند ، Fraiberger و همکاران.(2018) دریافت که تماس های اولیه بین هنرمندان و موزه های معتبر و سایر مؤسسات پله ای از روابط مادام العمر بین هنرمندان و مؤسساتی بود که موفقیت را تضمین می کردند. پشت موزه ها و سایر موسسات هنری کسانی هستند که با هنرمندان تماس گرفته و انتخاب می کنند. Fraiberger و همکاران.(2018) نشان می دهد که رابطه بین هنرمندان و افراد و مؤسسات مربوطه ممکن است "ترتیبات همزیستی" لقب گیرد (Schanze 1993 ؛ همچنین به Cellini و Cuccia 2014 مراجعه کنید). به همین دلیل ، مواضع قدرت دروازه بان های جهان هنر و واسطه ها برای عملکرد اقتصادی بازارهای هنری بسیار مهم است. با این حال ، اگرچه دومی به عنوان متخصص قدرت دارند ، اما احتمالاً آنها از قدرت خود برای انتخاب بهترین هنرمندان و آثار هنری استفاده می کنند. با این وجود ، این یک سؤال باز است که در آن غلظت قدرت برای هنرها مضر است.

Braden and Teekens (2019) در مورد "شبکه های وضعیت انجمنی" گروه های هنرمند-در مورد این سؤال که آیا هنرمندان با وضعیت مشابه به هم می پیوندند ، تحقیق می کنند یا اینکه آیا می توان با پیوستن به همکاران با وضعیت بالاتر ، وضعیت هنرمندان فردی را افزایش داد. با استفاده از تجزیه و تحلیل شبکه در تاریخ نمایشگاه بیش از 1000 هنرمند در سه موزه هلند ، آنها می دانند که پیوستن به هنرمندان با وضعیت بالاتر وضعیت فردی را افزایش می دهد ، اما فقط تا یک نقطه. با این حال ، مشخص نیست که آیا این اثر توسط موزه ها تعدیل شده یا واسطه است. در مقاله دیگری ، برادن (2018) استدلال می کند که متصدیان موزه و مورخان هنر در این رابطه نقش مهمی ایفا می کنند ، زیرا این افراد به طور مستقیم (متصدیان) یا غیرمستقیم (مورخان هنر) در انتخاب آثار برای نمایشگاه ها نقش دارند. از این رو ، واسطه های هنری به ظاهر آغازین "شبکه های وضعیت ارتباطی" در بین هنرمندان هستند.

تعداد کمی از متخصصان و واسطه های قدرتمند در بازارهای هنری با این واقعیت تعیین می شود که بازار واسطه های هنری خود کوچک است. در این مقاله به بررسی اینکه آیا رقابت برای بازار بالادست کارشناسان هنر قابل بحث است ، قابل بحث است. اگر این رقابت قابل بحث باشد ، افراد و نهادهای قدرتمند با گذشت زمان به طور قابل توجهی تغییر می کنند. متفاوت ، اگر کسانی که قدرت یکسان باقی می مانند ، قدرت وارد می شود و بازار کارشناسان هنری غیرقابل کنترل است.

برای مطالعه موقعیت های برتر دروازه بان های هنری و واسطه ها ، داده های منحصر به فرد "Power 100" در Artreview از سال 2002 تا 2019 استفاده می شود (همچنین به Quemin 2015 ، و همچنین Quemin و Van Hest 2015 ، که از Power 100 برای مطالعه استفاده می کنند ، مراجعه کنید. تأثیر ملیت بر موفقیت برای سالهای 2006-2012). این مجله سالانه از هنرمندان ، متصدیان و منتقدین هنری در سطح جهان در مورد قدرتمندترین افراد سال گذشته در دنیای هنر می پرسد. رأی دهندگان همچنین ممکن است پیشنهادات خود را ارائه دهند (Spiegel 2018). بنابراین ، رتبه های 100 قدرت ممکن است به عنوان رتبه بندی قدرت درک شده درک شود. با این حال ، ضرر روش Artreview این است که یک مشکل درون زا وجود دارد. نتایج رتبه بندی Artreview تا کنون می تواند بر نظر رأی دهندگان و رای گیری خود تأثیر بگذارد (Briñol و همکاران 2017 ، ص 228). این می تواند یک پاورقی اثر لنگرگاه 6 برای آراء آینده ایجاد کند."رتبه بندی قدرت درک شده" ممکن است با گذشت زمان در رای گیری های Artreview به خود تحسین کننده شود (Magee and Galinsky 2008). احتیاط های اسپند و سعودر (2007) و به ویژه باكرمن (2018) و مورو (2020) ، در مورد واکنش و كمكهای ناشی از رتبه بندی ، باید جدی گرفته شوند. بنابراین مشکل درون زا دامنه تجزیه و تحلیل را در این مقاله محدود می کند.

سهم این مقاله به ادبیات شامل (1) تجزیه و تحلیل تجربی غلظت قدرت در بازار متخصصان هنر و (2) اندازه گیری این غلظت قدرت است. به این ترتیب ، (3) همچنین به بحث در مورد هزینه ها و مزایای رقابت محدود در بازارهای هنری کمک می کند.

قسمت باقیمانده کاغذ به شرح زیر است. در فرقه2 ، مبنای نظری برای تخمین در فرقه. 3 توسعه یافته است. داده ها و تجزیه و تحلیل تجربی در بخش ارائه شده است. 3. بخش 4 نتیجه می گیرد.

پویایی کارشناسان بازار هنر

در این بخش ، یک الگوی نظری از دینامیک کارشناسان بازار هنر به طور خلاصه ارائه شده است. این مدل Prinz و همکاران را دنبال می کند.(2015). قدرت کسانی که در لیست 100 قدرت-به اصطلاح اعضای قدرت-با رتبه بندی آنها در لیست تعریف شده اند. هرچه رتبه بالاتر باشد ، تعداد رتبه ها نیز کمتر و قدرت بالاتر می رود. در تجزیه و تحلیل زیر ، صمنآیا قدرت یک عضو قدرت i ، i = 1 ،… ، n ، n = 100 (تعداد رتبه بندی های موجود) که به رتبه عضو قدرت در لیست بستگی دارد ، با بیشترین قدرت برای بهترین رتبه و بنابراینبر:

رتبه بندی می تواند با R رسمی شودمنبه عنوان رتبه شخص I ، به شرح زیر است (استنلی و همکاران 1995 ؛ پرینز و همکاران 2015):

سیگنالهای معاملاتی...
ما را در سایت سیگنالهای معاملاتی دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : عارف لرستانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : پنجشنبه 10 فروردين 1402 ساعت: 12:28