قطر به عنوان کارگزار قدرت در افغانستان جدید ظاهر می شود

ساخت وبلاگ

US representative Zalmay Khalilzad (left) and Taliban representative Abdul Ghani Baradar (right) sign the agreement in Doha, Qatar on February 29, 2020. [State Department photo by Ron Przysucha/ Public Domain], cc US State Department, modified,

پس از 20 سال ، طالبان در 15 اوت کنترل کابل را به دست آورد و با فرار رئیس جمهور افغانستان اشرف غنی به امارات متحده عربی (امارات) ، مقام ارشد افغانستان شد. به دنبال تصرف کابل ، به نظر می رسد که طالبان ظاهراً به هنجارهای بین المللی پایبند هستند و به دنبال روابط خوب با همسایگان خود هستند. همسایگان افغانستان ، مانند چین ، هند ، ایران ، روسیه و کشورهای خلیج فارس ، در منافع شخصی خود با طالبان ارتباط برقرار می کنند. اما از بین همه همسایگان افغانستان ، قطر پس از تحولات اخیر برنده اصلی است.

در دوره حکومت طالبان بین سالهای 1996-2001 ، قطر ، مانند سه کشور عربستان سعودی ، امارات و پاکستان ، رژیم را به رسمیت نمی شناخت ، اگرچه تعامل گسترده ای با آن داشت ، به حدی که در سال 2013 با مجوزاز ایالات متحده ، دفتر سیاسی طالبان در دوحه افتتاح شد.

بنابراین قطر قادر به حضور در مرکز مذاکرات با طالبان بود زیرا توانست با همه احزاب روابط خوب و خنثی برقرار کند. علاوه بر این ، با وجود این واقعیت که توافق صلح فوریه 2020 هرگز محقق نشده است ، قطر هنوز هم می خواهد از وضع موجود جدید بدست آید. چگونه قطر به یک ذینفع بزرگ گسترش طالبان در افغانستان تبدیل شد و فرصت ها و چالش های آینده قطر در افغانستان چیست؟

چرا قطر انتخاب شد؟

قطر به لطف ثروت نفت و گاز و تمایل به بازی کارگزار بی طرف در درگیری های مختلف سیاسی ، در سالهای اخیر به یک داور دیپلماتیک و کارگزار صلح تبدیل شده است. قطر تاکنون اختلافات زیادی را در جهان عرب واسطه کرده است. این موارد شامل پایان دادن به اختلافات سیاسی 18 ماهه بین جناح های رقیب در لبنان در سال 2008 ، میانجیگری بین فتح و حماس در سال 2012 و حل و فصل اختلافات سودان-اریتره در سال 2011 است. پس از همان سیاست میانجیگری ، قطر به دنبال تسهیل روند صلح سیاسی افغانستان بودبین طالبان و ایالات متحده ، در سال 2013 دفتر سیاسی طالبان در دوحه را افتتاح کرد.

دفتر سیاسی طالبان در دوحه با چراغ سبز از ایالات متحده افتتاح شد. در سال 2008-2009 ، ناتو و ایالات متحده به دنبال دستیابی به نمایندگان طالبان بودند. در سال 2010 ، پس از گذراندن یک سال برای یافتن نماینده واقعی طالبان ، آنها ملاهای اختر محمد منصور را شناسایی کردند ، که فکر می کردند فرمانده برتر طالبان است. این مقامات چهار بار در کاخ ریاست جمهوری کابل با وی ملاقات کردند و مبالغ زیادی را برای وی پرداخت کردند ، اما بعداً مشخص شد که وی یک رهبر عالی برای طالبان نیست. او پول را گرفت و ناپدید شد. تا سال 2013 ، آمریکایی ها فهمیدند که اگر قصد مذاکره با طالبان را داشتند ، باید بدانند که با چه کسی صحبت می کنند. آنها به این نتیجه رسیده بودند که طالبان باید آدرس داشته باشند که با آنها بتوانند به راحتی ارتباط برقرار کنند.

ترکیه ، امارات و عربستان سعودی مشتاق میزبانی طالبان در خاک خود بودند. ترکیه به دلیل عضویت در ناتو رد شد و امارات و عربستان سعودی خیلی نزدیک آمریکایی ها در نظر گرفته شدند. قطر برای هر دو طرف به اندازه کافی خنثی تلقی شد. طالبان دوحه را به دلیل بی طرفی قطری ها و عدم درگیری مقامات قطر در تحمیل اراده خود بر طالبان انتخاب کردند.

در سال 2011 ، امارات متحده عربی به دلیل حق میزبانی یک دفتر طالبان در ابوظبی ، با قطر به طور تهاجمی رقابت کرد. به گفته یک ایمیل فاش شده ، در آن زمان ، سفیر امارات متحده عربی در ایالات متحده یوسف ال اوتایبا ابراز پشیمانی از مقامات آمریکایی بخاطر عدم کمک به ابوظبی برای نمایندگی دفتر سیاسی طالبان. امارات متحده عربی معتقد بود که دیپلماسی با طالبان مؤثرترین راه برای تعدیل سیاست های افراطی این گروه متعصب سنی است. بنابراین ، تلاش کرد تا با طالبان ارتباط برقرار کند و با دوحه رقابت کند. حتی در اوایل بهار سال 2000 ، امارات متحده عربی روابط دیپلماتیک را با ملا محمد عمر ، بنیانگذار طالبان برقرار کرد تا او را ترغیب کند تا اسامه بن لادن را به ایالات متحده تحویل دهد. ملا عمر با ملاقات بین رئیس اطلاعات طالبان و کنسول عمومی ایالات متحده در کراچی موافقت کرد ، که در نهایت شکست خورد.

عربستان و امارات تلاش های زیادی برای مشارکت در صلح افغانستان و پیشی گرفتن از قطر انجام دادند، اما طالبان بی طرفی آنها را نپذیرفتند و آنها را نادیده گرفتند. امارات و سعودی ها در ازای تعامل با طالبان و اعطای پناهندگی دیپلماتیک به آنها، از طالبان خواستند که مشروعیت قانون اساسی افغانستان را بپذیرند، از خشونت سیاسی پرهیز کنند و القاعده را محکوم کنند که طالبان نپذیرفت. در مقایسه، قطر یک مجمع دیپلماتیک نامحدود را به طالبان پیشنهاد کرد که آنها به طرز شگفت انگیزی از آن حمایت کردند.

قطر و آینده افغانستان

قطر به طالبان کمک کرد تا رهبران اصلی خود را از اردوگاه زندان گوانتانامو آزاد کند، فرماندهان خود را از لیست سیاه غرب خارج کند و زندانیان خود را با زندانیان دولت افغانستان مبادله کند. طالبان لطف قطری ها را فراموش نخواهند کرد و به آنها پاداش خواهند داد. قطری ها به نفوذ خود در آسیای مرکزی فکر می کنند. افغانستان به عنوان پلی برای گسترش نفوذ مالی، اقتصادی و ایدئولوژیک قطر در آسیای مرکزی تلقی می شود. در آسیای مرکزی، قطر از طریق دیپلماسی مساجد ساخت مساجد باشکوه را آغاز کرد و همکاری اقتصادی و سرمایه گذاری در صنایع نفت، گاز، معدن، بانکداری، کشاورزی و حتی همکاری آموزشی و فرهنگی را با تاجیکستان، قزاقستان و ترکمنستان گسترش داد.

سرمایه گذاری یکی از راه های قطر برای تأثیرگذاری بر آینده افغانستان است. قطر از سرمایه گذاری های بین المللی به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود استفاده می کند. دوحه در برخی موارد با سرمایه گذاری های خود تلاش می کند تا بر تصمیمات سیاست خارجی کشورهای غربی و همسایه تأثیر بگذارد، اما در برخی موارد از آنها برای مقابله با گسترش سایر کشورهای خلیج فارس در کشورهای خارجی استفاده می کند.

قطر تلاش می کند تا به بخشی جدایی ناپذیر از سیاست افغانستان تحت حاکمیت طالبان تبدیل شود، در درجه اول از طریق سرمایه گذاری و کمک های مالی و مشارکت در بازسازی. طالبان برای ماندن در قدرت به پول نیاز دارند. د افغانستان بانک، بانک مرکزی این کشور، حدود 9. 5 میلیارد دلار دارایی های مسدود شده توسط ایالات متحده از جمله محموله های نقدی داشت که طالبان دیگر نمی توانند به آن دسترسی داشته باشند. علاوه بر این، سازمان های بین المللی مانند اتحادیه اروپا کمک های مالی به افغانستان را قطع کرده و آن را مشروط به رعایت حقوق بشر توسط طالبان کرده اند. در این شرایط، طالبان به طور فزاینده ای به کمک های مالی قطر وابسته هستند.

سایر کشورهای خلیج فارس ، مانند عربستان سعودی و امارات ، احتمالاً برای رقابت با قطر در افغانستان سرمایه گذاری می کنند ، اما بودجه خود را به مشروط به طالبان که سیاست های خاصی را دنبال می کنند ، مشروط می کنند. سرمایه گذاری در افغانستان و مذاکره با طالبان مدت زیادی طول خواهد کشید ، اما قطر به لطف هشت سال پناهندگی طالبان با آنها تعامل دارد و نیاز به هماهنگی کمتری دارد. بنابراین ، قطر از نظر وابستگی مالی طالبان به منابع بودجه قطر چند قدم جلوتر است.

محدودیت تأثیر قطر

قطر در افغانستان تنها نیست و با محدودیت رقبا روبرو خواهد شد. ایران یکی از کشورهایی است که سالها پیش روابط خود را با طالبان برقرار کرده است. بر خلاف قطر ، که از دیدگاه ایالات متحده با افغانستان و دولت رسمی آن در تعامل بوده است ، در دهه های گذشته ایران خود را وقف تعامل مستقیم با قومیت های متنوع افغانستان کرده است. بنابراین ایران به دلیل تلاش های گذشته برای ایجاد روابط با همه بخش های جامعه افغان ، از جمله رهبری مذهبی و دولت ، از موقعیت خوبی برای به دست آوردن نقش قوی تری در افغانستان باقی مانده است. این نفوذ ممکن است با قطر و سایر کشورهای خلیج فارس درگیری ایجاد کند.

تاریخ نشان داده است که کشورهای حوزه خلیج فارس علاوه بر سرمایه گذاری در کشورهای پس از جنگ ، به همان اندازه احتمالاً در کشورهای در حال توسعه پس از درگیری مداخله می کنند. این امر هم در منطقه خلیج فارس (مانند عراق و یمن) و هم در خارج از منطقه (مانند لیبی و سوریه) شاهد بوده است. از این رو نتیجه می گیرد که گسترش عمده نفوذ ایران در افغانستان می تواند جنگ پروکسی را بین کشورهای مختلف منطقه ایجاد کند.

تحریک فعالیت های قطری در افغانستان تابعی از ارزیابی دولت ایالات متحده در مورد ماهیت وجودی طالبان در افغانستان است. ایالات متحده عهد کرد که اگر آنها به زور قدرت بگیرند ، طالبان را جدا کنند ، که دقیقاً همان اتفاقی است که رخ داده است. اگر ایالات متحده دولت طالبان را به رسمیت نشناخت ، وضعیت دیپلماتیک برای قطر بسیار دشوار خواهد شد. دوحه از این نظر از سیاست ایالات متحده پیروی می کند ، اما باید درک کرد که قطر نقش خود را به عنوان واسطه به خطر نمی اندازد. قطر مطمئناً در مرکز همه مکالمات باقی خواهد ماند ، زیرا هیچ گزینه ای مناسب وجود ندارد.

طالبان نمایانگر پایتخت سیاسی قطر در افغانستان است ، که از حمایت گروه های اسلامی در سیاست خارجی قطر و هشت سال تجربه میزبانی و غیرمستقیم بر آنها تأثیر می گذارد. در نتیجه ، طی چند سال آینده ، قطر این سرمایه سیاسی انباشته شده را در تلاش برای تعدیل گروه های رادیکال تر در افغانستان و تسهیل ادغام آنها در روند دولت سازی و مذاکرات داخل افغانستان ، همه به نفع نهایی از مزایای نهایی آن خواهد بود. مشروعیت رژیم جدید در صحنه جهانی.

نظرات بیان شده در این مقاله به تنهایی از نویسندگان است و لزوماً منعکس کننده نظر GeopoliticalMonitor.com نیست

سیگنالهای معاملاتی...
ما را در سایت سیگنالهای معاملاتی دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : عارف لرستانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : پنجشنبه 10 فروردين 1402 ساعت: 18:48