نحوه کسب یک تجارت با شناختن خود برای موفقیت در تجارت بسیار مهم است. در مقالات قبلی ، من در مورد چگونگی یافتن لبه های معاملاتی در بازارها نوشتم ، اما در این مقاله می بینم که چگونه می توانید با شناختن خود ، یک تجارت تجاری کسب کنید.
به عنوان یک معامله گر ، می توانید با شناختن خوب خود ، در بازارها حاشیه تجارت کسب کنید. شما باید استراتژی های معاملاتی را تهیه کنید که با آنها راحت باشید و استراتژی های شخص دیگری را کپی نکنید. علاوه بر این ، اگر خودتان را نمی فهمید ، چگونه می توانید بازارها را درک کنید؟
فهرست مطالب:
شناختن خود به عنوان یک معامله گر به معنای تجارت بهتر است
اگر می خواهید در معاملات روزانه خوب عمل کنید ، یک مزیت بزرگ دارید ، خودتان را بهتر می شناسید. این یکی از اصلی ترین درس های معاملاتی است که من بیش از 20 سال تجارت آموخته ام.
در غیر این صورت ، این می تواند برای شما عزیز هزینه کند. شما باید نقاط ضعف و نقاط قوت خود را بدانید. این ممکن است واضح به نظر برسد اما بعد از سالها تجارت ، من این را خیلی خوب می دانم.
اما با تجربه ، من بیشتر از نقاط ضعف خود آگاه هستم و تجارت خود را بر این اساس تنظیم می کنم. به نظر می رسد آسان است ، اما هنوز هم بسیار دشوار است!
درونگرایی در مقابل برونگرایی در تجارت
من کتابهای تجاری زیادی در قفسه کتاب خود دارم و در آخر هفته نگاهی به ترس ، حرص و طمع و وحشت دیوید کوهن داشتم - روانشناسی بازار.
این یک کتاب مخصوصاً خوب نیست ، اما او صفحات جالب در مورد برونگرایی و درونگرایی را نوشت. از این دو تعریف برای تعریف افراد شخصیتی استفاده می شود.
اگر می خواهید در معاملات روزانه موفق شوید ، فکر می کنم بسیار مهم است که بدانید آیا تمایل دارید یک برون گرا یا درونگرا باشید. البته مردم کل برونگرا یا درونگرا نیستند. آنها در جایی در امتداد زنجیره نمره می گیرند.
به زودی ، برون گرا ها به راحتی حوصله می گیرند و به تحریک مداوم نیاز دارند. آنها مانند رفتن به احزاب ، اجتماعی ، ذهنی "پرخاشگر"/رقابتی هستند و مایل به ریسک بیشتر از درونگرا هستند (دقیقاً به این دلیل که خطرات آنها را تحریک می کند). معمولاً بسیار خوش بین هستند.
در انتهای دیگر مقیاس ، ما درونگراهای دقیق ، مضطرب ، علاقه مند به جزئیات و مشتاق به درستی گرفتن امور داریم. آنها خیلی اجتماعی نیستند ، آنها دوست دارند تنها کار کنند. خیلی ها از اشتباه کردن عصبی هستند. هنگامی که آنها اشتباه می کنند ، آنها تمایل به سرزنش خود دارند و به طور کلی می خواهند اطمینان حاصل کنند که دیگر این اتفاق نخواهد افتاد. این توجه به جزئیات بدیهی است که در تجزیه و تحلیل داده ها مفید است. با این حال ، درونگراها غالباً دارای یک سبک شخصیتی هستند که تجارت آن را دشوار می کند ، به ویژه بخش اعدام. چرا؟زیرا آنها ریسک پذیر هستند.
بدیهی است که یک معامله گر خوب بهترین دارایی های هر دو نوع شخصیت را دارد. این امر بسیار مناسب خواهد بود که احترام درونگرا برای جزئیات و طعم برون گرا ها برای ریسک داشته باشیم!
متأسفانه ، این یک رویای غیرواقعی است و فرد باید بر اساس اینکه شما اینجا و اکنون هستید ، با تجارت سازگار شود. اگر می دانید در کدام گروه تعلق دارید می تواند به شما در تجارت کمک کند. سپس می توان فهمید که چه نوع استراتژی می توانید تجارت کنید و چه نوع اهرمی را می توانید تجارت کنید.
شما باید قبل از اجرای استراتژی ها ، تحمل ریسک خود را در تجارت واقعی بدانید. در غیر این صورت ، آوردن استراتژی ها از صفحه نقاشی و اجرای آنها در بازار بسیار سخت خواهد بود.
آیا افراد درونگرا بهتر از برون گرا هستند؟
در مورد خودم ، من قطعاً درونگرا هستم. من مطمئن نیستم که در کدام سطح ، اما بدون شک من در این گروه هستم.
من به خصوص اجتماعی نیستم ، از صحبت های کوچک دوست ندارم ، می دانم که در تمام طول روز کاملاً در اطراف مردم (به جز همسر و بچه) خسته کننده باشم ، احساس تسکین دارم که هیچ مشتری ای برای صحبت کردن ندارم و جلسات بسیار کمی ، نرم و نرم و علاقه مند به آن دارمجزئیات ، دقیق ، ریسک پذیر ، تمایل به بدبین تر از خوش بینانه و مانند کار بر روی پروژه های خودم است. من وقت و بازتاب آرام را دوست دارم. بدون رفت و آمد نیز
بله ، من می توانم با افراد دیگر خوب کار کنم ، من در گذشته این کار را کرده ام ، اما من به راحتی از کار خودم لذت می برم. بودن یک DayTrader فقط مناسب من است (به جز یک چیز - اعدام).
وقتی صحبت از تجارت می شود ، فکر می کنم در تجزیه و تحلیل خوب هستم ، اما در اجرای استراتژی هایم بسیار ضعیف هستم. چرا؟از آنجا که من ریسک پذیر هستم.
من همیشه به استراتژی های خود شک دارم و معتقدم که آنها درست پس از دو هفته سنگ زنی بی فایده هستند. در سالهای خوب از سال 2007 تا 2009 ، من می توانستم خیلی بیشتر از آنچه انجام داده ام ، اما گریزی از خطر من باعث شده است که من تجارت کوچکتر از آنچه را که باید انجام دهم. محیط تجارت روز عالی بود: بسیاری از طعمه ها و انحلال از موسسات بزرگ.
از نظر من ، یک درونگرا همیشه یک معامله گر بهتر از یک برون گرا خواهد بود زیرا درونگراها دارای صفات بیشتر و بهتری هستند که برای معاملات روز بهتر از برون گرا ها مناسب هستند.
من دوست داشتم که خوش بین و شادتر باشم ، این باعث می شد پول بیشتری با توجه به اینکه می توانم سایر ویژگی های درونگرانم را حفظ کنم ، اما پس از آن احتمالاً من احتمالاً خطر غیرضروری بیشتری را به وجود می آورم. شما نمی توانید شخصیت خود را انتخاب کنید! در معاملات روزانه شما به اهرم نیاز دارید و این یک ترکیب کشنده با ریسک پذیری است. بهتر است به آرامی و به تدریج بلند شود تا سریع و خشمگین شود. آسان بیا برو
اعدام برای درونگراها دشوار است
قبل از باز کردن هر روز ، من همیشه به این فکر می کنم که چقدر پول می توانم از دست بدهم. بعد از یک روز خوب تجارت ، من همیشه خودم را به دلیل عدم معامله بزرگتر لگد می زنم. صادقانه بگویم ، بعد از اینکه تقریباً 2600 روز معامله کردم ، شاید 30 روز داشته باشم که واقعاً خوشحال شده ام.
تعداد زیادی از کسانی هستند که می نویسند که چگونه تفکر مثبت به نتایج خوب منجر می شود. برای من ، این همه زباله است. بازارها هیچ احساسی ندارند و اهمیتی نمی دهند اگر خوش بین باشید یا بدبین باشید.
تمام تحلیل های من به روشی منطقی انجام می شود ، اما قسمت اعدام من همیشه مشکل ساز است. این بخش پیچیده ای از درونگرا بودن است! بنابراین من به طور جدی فکر می کنم که همسرم استراتژی های خود را اجرا کند. اگر این کار را انجام دهم خیلی بهتر عمل خواهم کرد.
این مانند یک راهپیمایی است: من می توانم نقشه را بخوانم و همسرم رانندگی را طبق دستورالعمل هایم انجام می دهد. بدون حدس زدن و وحشت دوم. فقط اعدامبرخی از خوانندگانی که تجارت ندارند ممکن است این عجیب را پیدا کنند ، اما من کاملاً مطمئن هستم که بسیاری از معامله گران مانند من احساس می کنند. چرا؟من معتقدم بیشتر معامله گران بقا درونگرا هستند.
حوصله بودن خوب است
DayTraders که من می شناسم بیشتر از برونگراها درونگرا هستند. DayTrading به معنای مسئولیت تصمیمات خود ، دقیق بودن ، تجزیه و تحلیل و کار به تنهایی است. Daytrading در بعضی مواقع بسیار ، بسیار کسل کننده و روتین می تواند باشد (بعداً روز معاملاتی معمولی خود را توصیف می کنم - احتمالاً یک خمیازه بزرگ برای برونگراهای واقعی) ، و برونگراها ممکن است به دنبال تحریک بیشتر از آنچه باید باشد.
گاهی اوقات تجارت روز فقط یک بازی انتظار است. بهترین معاملات اغلب مواردی است که شما تجارت نمی کنید.
دیوید کوهن نکته دوم را با آزمایش در موش ها نشان می دهد:
تا زمانی که موش ها گاهی اوقات پاداش می گیرند ، به عنوان مثال شکر ، هزاران بار به اهرم های فشار می آورند. یک موش ممکن است در صد پرس فقط دو یا سه پاداش دریافت کند اما این برنامه پاداش متناوب باعث می شود تا روزها فشار بیاورد.
موشهای پاداش متناوب بی پایان پایدار بودند و تجارت روزانه فقط چنین الگویی از تقویت را ایجاد می کند.
اگر خود را برون گرا بدانید ، تجارت روزانه ممکن است شما را به سمت سبقت سوق دهد. یک برون گرا معمولی همیشه بعد از یک روز خوب خوش بین خواهد بود. بعد از یک روز خوب ، او اندازه را افزایش می دهد و تمام پولی را که می کند حساب می کند. روز بعد او به دلیل افزایش اندازه ، همه چیز را از دست می دهد تا اینکه در نهایت دوباره روز خوبی با اندازه پایین داشته باشد.
او در چرخه های همیشه در حال تغییر و تجارت بسیار زیاد گرفتار شده است.
نتیجه گیری: شناختن خود به عنوان یک معامله گر
شناختن خود به عنوان یک معامله گر در تجارت مهم است. یک نقطه شروع خوب برای هر معامله گر این است که با خود صادق باشید و مدتی را صرف فکر کردن در مورد نوع ویژگی های شخصیتی کنید. آیا شما یک ریسک پذیر هستید؟آیا شما محافظه کار هستید و از از دست دادن می ترسید؟آیا عمل را دوست دارید؟آیا قوانین را دنبال می کنید؟آیا شما با شماره خوب هستید؟
همانطور که خواهید فهمید که پول واقعی را روی خط می گذارید ، خیلی زود متوجه خواهید شد که چگونه تحت استرس واکنش نشان می دهید. هیچ چیز به آسانی روی کاغذ به نظر نمی رسد!
سیگنالهای معاملاتی...
ما را در سایت سیگنالهای معاملاتی دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : عارف لرستانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : پنجشنبه
10 فروردين
1402 ساعت: 20:10