سیاست های حسابداری اصول و شیوه هایی است که توسط آن یک نهاد برای شناخت ، اندازه گیری و گزارش معاملات اقتصادی استفاده می کند. استفاده نادرست از سیاست های حسابداری می تواند منجر به نادرست بودن وضعیت مالی و عملکرد مالی شرکت ها شود که در نتیجه منجر به اطلاعات نادرست حسابداری به کاربران می شود. این مقاله با هدف بررسی عوامل مؤثر بر انتخاب سیاست های حسابداری در شرکتهای کوچک و متوسط (SME) در ویتنام با بررسی ادبیات مربوطه برای ساختن یک مدل تحقیق انجام شده است. مدل تحقیق شامل یک متغیر وابسته است که رویه های حسابداری کاهش دهنده درآمد و شش متغیر مستقل یعنی اندازه شرکت ، اهرم مالی ، مشوق ها ، حسابرس ، حسابداران و سیاست های مالیاتی است. پس از این ، نویسندگان داده های اولیه را از بیش از 200 پرسشنامه ارسال شده به مدیران و حسابداران اصلی SMEs برای دوره 2018 تا 2019 جمع آوری کردند. ما سپس از روش رگرسیون حداقل مربعات معمولی (OLS) برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده کردیم. نتایج نشان داد که چهار عامل بر انتخاب سیاست های حسابداری که حسابرسان با سیاست های حسابداری افزایش درآمد در ارتباط هستند ، تأثیر گذاشت. و سه عامل مرتبط با سیاست های حسابداری کاهش دهنده درآمد است که اندازه شرکت ، مالیات و حسابدار است. به خصوص ، نتایج تحقیق نشان می دهد که اندازه شرکت تأثیر قابل توجهی در انتخاب سیاست های حسابداری در SME ها دارد. بر اساس نتایج ، ما پیشنهادات آموزنده ای را برای تنظیم کننده ها پیشنهاد می کنیم و قانونگذاران انتخاب سیاست های حسابداری در SME ها را بهبود می بخشند.
کلید واژه ها
1. معرفی
طبق نظریه حسابداری مالی ، شرکت ها روش های حسابداری مناسب خود را برای ارائه دید واقعی و عادلانه از فعالیت های تجاری خود انتخاب می کنند. این گزینه ها در سیاست های حسابداری اشخاص ضبط شده و پایه و اساس ترسیم و تفسیر صورتهای مالی آنها ، یعنی وضعیت مالی ، عملکرد و جریان های نقدی دوره است. بنابراین ، شرکت ها در مورد روش های حسابداری جایگزین ، که اغلب در ادبیات به عنوان قضاوت حرفه ای شناخته می شوند ، انتخاب می کنند.
در مروری بر یکی از مطالعات قبلی ، دریافتیم که مدیران سیاست های حسابداری را برای افزایش یا کاهش درآمد گزارش شده برای تأمین نیازهای خود انتخاب می کنند (بتی ، استفان ، دیوید ، برایان ، استوارت ، دیلن ، و ترنر ، 1994 ؛ بوون وShores ، 1995 ؛ Astami and Tower ، 2006). بدیهی است که مطالعات قبلی تمایل دارد روی بنگاه های کشورهای توسعه یافته متمرکز شود (اینو و توماس ، 1996 ؛ کالینان ، 1999) و کشورهایی در منطقه آسیا و اقیانوسیه (رحمان و اسکپنز ، 1988 ؛ توفیک ، 2015 ؛ آستامی و برج ، 2009). مطالعات زیادی در مورد انتخاب سیاست مدیریت مدیران در زمینه ویتنام ، به ویژه برای شرکتهای کوچک و متوسط (SME) انجام نشده است.
علاوه بر این ، نتایج تحقیق در مورد کشورهای توسعه یافته و منطقه آسیا و اقیانوسیه ممکن است به دلیل تفاوت های خاص در محیط ناشی از موقعیت اقتصادی ، فرهنگ ، سیستم سیاسی و اجتماعی به ویتنام مربوط نباشد. بنابراین ، انتظار می رود نتایج این مطالعه برای مدیران SME در ویتنام در تعیین انعطاف پذیری شیوه های حسابداری و همچنین توضیحات لازم برای پشتیبانی از کاربران صورتهای مالی مهم باشد. علاوه بر این ، این مطالعه همچنین برای سرمایه گذاران در ویتنام برای تجزیه و تحلیل صورتهای مالی هنگام تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری بسیار مهم است.
2. بررسی ادبیات
سیاست های حسابداری قوانین ، اصول و شیوه هایی است که توسط آن یک نهاد برای شناخت ، اندازه گیری و گزارش معاملات اقتصادی و رویدادها استفاده می کند. استفاده از سیاست های حسابداری یک نهاد اقتصادی را قادر می سازد تا وضعیت مالی و عملکرد خود را افشا کند (Okpala ، 2016). سیاست های حسابداری که توسط یک شرکت اعمال می شود باید چگونگی اندازه گیری معاملات و وقایع در صورتهای مالی را مشخص کند. یک شرکت نه تنها موظف است تمام سیاست های حسابداری مادی خود را به عنوان یادداشت های گزارش های مالی فاش کند بلکه این درخواست باید سازگار باشد. این اطلاعات به کاربران کمک می کند تا عملکرد مالی یک شرکت و موقعیت شرکت را به وضوح درک کنند. سیاست های حسابداری اعمال شده باید متناسب با نظر مدیریت به شرایط و به بهترین وجه مناسب برای ارائه عادلانه و منطقی نتیجه و موقعیت مالی آن باشد. هر شرکت خاص باید سیاست حسابداری را اتخاذ کند تا صورتهای مالی آن دیدگاه واقعی و عادلانه ای از عملکرد خود ارائه دهد (Collings ، 2010).
تحقیقات زیادی در مورد عوامل مؤثر در انتخاب سیاست های حسابداری در بنگاه ها انجام شده است. در زمینه انتخاب سیاست های حسابداری ، DeAngelo ، DeAngelo و Skier (1994) گزینه های حسابداری را در 76 شرکت NYSE با ضرر مداوم و کاهش سود سهام مطالعه کردند. نویسندگان دریافتند که گزینه های حسابداری مدیران در درجه اول منعکس کننده مشکلات مالی شرکتهای خود است ، نه تلاش برای باد کردن درآمد. بوون و ساحل (1995) ادعاهای ضمنی مداوم بین یک شرکت و مشتریان ، تأمین کنندگان ، کارمندان و طلبکاران کوتاه مدت را برای ایجاد مشوق برای مدیریت برای انتخاب روشهای حسابداری افزایش درآمد بلند مدت مورد مطالعه قرار دادند. متغیرهای انتخاب شده به پروکسی برای میزان بستگی به این شرکت به این ادعاهای ضمنی در توضیح تنوع مقطعی در روشهای موجودی و استهلاک قابل توجه است.
در ادامه ، کالینان (1999) پیشنهاد کرد که فعالیت های تجاری بین المللی ممکن است انگیزه ای برای شرکت ها برای انتخاب سیاست های حسابداری افزایش درآمد ایجاد کند. این گزاره با بررسی گزینه های استهلاک نمونه ای از بنگاه های کانادایی مورد آزمایش قرار گرفت. نتایج حاکی از آن است که واردکنندگان به احتمال زیاد نسبت به غیر امپراطوران روش های حسابداری افزایش درآمد را انتخاب می کردند ، در حالی که مشخص نشده است که صادرات مربوط به این انتخاب حسابداری نیست. این نتایج واگرایی ممکن است ناشی از کاهش ارزش دلار کانادا (نسبت به دلار آمریکا) باشد ، که تمایل به بهره مندی از صادرکنندگان دارد ، اما برای واردکنندگان مضر است.
آستامی و برج (2006) با بررسی چهار افشای کلیدی حسابداری در گزارش های سالانه 2000/2001 از 442 شرکت ذکر شده در منطقه آسیا اقیانوسیه ، رابطه بین متغیرهای خاص شرکت و انتخاب سیاست های حسابداری را مورد بررسی قرار دادند. متغیر وابسته اندازه گیری کامپوزیت برای افزایش درآمد (کاهش) گرایش انتخاب حسابداری سیاست بود. نتایج نشان داد که متغیرهای خاص شرکت مرتبط با نظریه پیمانکاری پرهزینه تا حدی انتخاب مدیریت سیاست های حسابداری را توضیح می دهد. شرکت هایی که تکنیک های حسابداری در حال افزایش را دنبال می کنند ، با استفاده از اهرم مالی پایین تر ، سطح پایین تر مالکیت و مجموعه فرصت های سرمایه گذاری بالاتر مشخص می شوند. این یافته هنگامی صادق است که متغیرهای کنترل کشور و صنعت در نظر گرفته نشود. هنگامی که متغیرهای کنترل گنجانده شده است ، متغیرهای CCT کمتر از یک عامل هستند و در عوض کشور گزارش دهی قوی ترین توضیح را برای انتخاب مدیران شرکت از سیاست های حسابداری ارائه می دهد. شرکت های اندونزی به طور کلی از بیشترین تکنیک های حسابداری کاهش دهنده درآمد استفاده می کنند.
Tzovas (2006) عوامل مؤثر بر تصمیمات سیاست گذاری حسابداری شرکتهای فعالیت در یونان را بررسی کرد. تأکید بر درک مدیران در مورد تأثیر چهره های حسابداری بر تصمیم گیری و نظرات ذینفعان بنگاه ها بود. به گفته شرکت کنندگان در این نظرسنجی ، ارقام حسابداری بر درک و تصمیم گیری ذینفعان شرکتها تأثیر می گذارد و بنگاهها اهداف مربوط به سود را دنبال می کنند که ممکن است با هدف به حداقل رساندن تعهد مالیاتی شرکت مطابقت نداشته باشد. Fekete ، Damagum ، Mustata ، Matis and Popa (2010) در مورد انتخاب سیاست های حسابداری SME ، به ویژه موارد مرتبط با روش های ارزیابی برای SEM های رومانی تحقیق کردند. نتایج نشان می دهد که در حالی که به نظر می رسد که مالیات همچنان قوی ترین عامل تأثیرگذار است ، اما ضعیف ترین مورد توجه واقعی و عادلانه (TFV) است.
برای عوامل مؤثر بر انتخاب سیاست های حسابداری در بنگاه ها ، مطالعات بیشماری انجام شده است که می تواند به شرح زیر خلاصه شود: برای اولین عامل ، یعنی اندازه شرکت ، وات و زیمرمن (1986) اظهار داشتند که هزینه های سیاسی شرکت های بزرگ همیشه هستندبالاتر از شرکت های کوچک. مدیران شرکتهای بزرگ ممکن است روشهای حسابداری را که گزارش درآمد را برای کاهش هزینه های سیاسی به تأخیر می اندازد ترجیح دهند (Missonier-Piera ، 2004). این با مطالعات مربوط به هاجرمن و زمیجوسکی (1979 ، 1981) سازگار است. کنت و مایکل (1992) ؛اینو و توماس (1996) برای ژاپن ؛Waweru ، Ntui و Mangena (2011) در تانزانیان ؛شاهین (2012) برای کویت ؛کیم و چو (2020). با این حال ، بسیاری از محققان مانند Missonier-Piera (2004) ؛Tawfik (2015) ؛آستامی و برج (2006) دریافتند که هیچ ارتباطی بین اندازه شرکت و انتخاب سیاست های حسابداری برای افزایش یا کاهش درآمد در سوئیس ، عربستان سعودی و منطقه آسیا و اقیانوسیه وجود ندارد.
از یک جنبه مختلف ، یعنی اهرم ، نویسندگان مختلف (به عنوان مثال کنت و مایکل ، 1992 ؛ اینو و توماس ، 1996 ؛ کوتر ، 1999) شواهدی مبنی بر اینکه میزان اهرم مالی تأثیر مثبتی در انتخاب سیاست های حسابداری برای افزایش درآمد داردوادبوون و ساحل (1995) توضیح می دهند که برای اطمینان از اعتبار وام ها یا بهبود انعطاف پذیری مالی شرکت ها ، مدیران سعی می کنند از روش های حسابداری برای افزایش درآمد استفاده کنند ، که به آنها امکان می دهد صورت های مالی مطلوب را منتشر کنند. این نتیجه با یافته های تحقیق وات و زیمرمن (1986) سازگار است. کالینان و نوبلت (1994) ؛و Waweru ، Ntui و Mangena (2011). به طور متفاوتی ، Missonier-Piera (2004) در تحقیقات در مورد زمینه سوئیس خاطرنشان کرد: اهرم مالی هیچ تاثیری در انتخاب سیاست های حسابداری برای افزایش درآمد در چارچوب سوئد ندارد. برخی از محققان دیگر یافته های یکسانی دارند ، به عنوان مثال ، Tawfik (2015) برای عربستان سعودی. Aitken and Loftus (2009) برای استرالیا.
در یک مطالعه دیگر ، برنامه های تشویقی ، وات و زیمرمن (1978) و Cotter (1999) گزارش می دهند که مدیران بنگاهها انگیزه ای برای استفاده از سیاست های حسابداری برای افزایش درآمد حسابداری دارند اگر بخشی از درآمد آنها از برنامه تشویقی حاصل شود. با این حال ، در همان تحقیقات در متن ویتنام ، نگوین و نگوین (2014) دریافتند که سیاست های تشویقی برای مدیران هیچ تاثیری در انتخاب سیاست های حسابداری در شرکت های کوچک و متوسط در ویتنام ندارد. برای تأثیر عامل حسابرسی در انتخاب سیاست های حسابداری ، DeAngelo (1981) استدلال کرد که شرکت های حسابرسی بزرگتر از کیفیت حسابرسی بالاتری برخوردار هستند ، بنابراین شرکت های حسابرسی شده توسط بنگاه های حسابرسی بزرگ ، بدون در نظر گرفتن اینکه آیا این تغییرات برای افزایش یا کاهش انجام می شود ، کمتر می توانند سیاست های حسابداری خود را تغییر دهند. درآمد. Takada و Muramiya (2013) تصریح کردند که هنگام تغییر سیاست های حسابداری برای کاهش درآمد می تواند سلامت مالی یک شرکت را بهبود بخشد ، حسابرسان ممکن است توجه کمتری به این امر داشته باشند و بیشتر روی تغییراتی که باعث افزایش درآمد می شوند ، تمرکز کنند. برخی دیگر از نویسندگان دریافتند که شرکت های بزرگ حسابرسی در محدود کردن تغییرات در سیاست های حسابداری که باعث افزایش درآمد می شوند مؤثر هستند (Astuti ، Fachrurrozie ، Amal ، Zahra ، 2019) نیز نتایج مشابهی پیدا کردند.
همچنین ، تحقیقات در مورد تأثیر سیاست های مالیاتی در انتخاب سیاست های حسابداری انجام شده است که ناشی از تفاوت بین سود حسابداری و درآمد مشمول مالیات است. ساتون (1988) استدلال كرد كه مالیات نقش مهمی در توسعه تجارت دارد. مالیاتی مشاغل را وادار می کند تا با افزایش هزینه های موجودی و سرمایه گذاری در دارایی های جدید ، سود مشمول مالیات را کاهش دهند. تفاوت به دلیل مقررات مختلف در مورد اندازه گیری ، تشخیص درآمد ، درآمد و هزینه های حسابداری و مالیات است. بدیهی است که ، در ویتنام ، بین حسابداری و مالیات رابطه نزدیکی وجود دارد ، قوانین مالیاتی در سیاست های حسابداری از نظر اندازه گیری ، ضبط و افشای صورتهای مالی به شدت مداخله می کنند. اصول حسابداری برای تعیین سود مشمول مالیات تحمیل می شود. این رابطه نزدیک نشان می دهد که وقتی یک مدیر برای مدیریت سود حسابداری اقدام می کند ، سود مشمول مالیات تا حدی تحت تأثیر قرار می گیرد. به عبارت دیگر ، مدیر می تواند در صورت بروز فرصت ، مدیریت درآمد را برای صرفه جویی در مالیات بر درآمد انجام دهد.
در زمینه ویتنام ، نگوین و نگوین (2014) هنگام مطالعه عوامل مؤثر در انتخاب سیاست های حسابداری در بنگاه های ویتنامی ، دریافتند که مالیات یکی از عوامل مهمی است که بر رفتار مدیران در انتخاب نوع سیاست های حسابداری تأثیر می گذارد. و آخرین ، Do ، Nguyen ، Nguyen ، HA و Le (2020) ، در مطالعه خود در مورد تعهد حسابداران با شرکت های FDI ویتنامی ، اعتقاد دارند که دانش و سطح تجربه حسابداران بر توانایی انتخاب سیاست های حسابداری مناسب تأثیر می گذارد تا حداکثر مزایا را داشته باشداز تجارتاگر حسابدار بتواند سیاست های حسابداری را به طور مؤثر اعمال کند ، به مدیر تجارت کمک می کند تا به اهداف تعیین شده برسد.
3. چارچوب نظری
3. 1نظریه نمایندگی
نظریه آژانس (جنسن و مکلینگ ، 1976) همچنین تئوری مجوز را بر رابطه بین مالک (به نام اصلی) و طرف مجاز (به نام نماینده) متمرکز می کند. آژانس ناگزیر بین سهامداران و طلبکاران بین حزب اصلی و نماینده ایجاد می کند. برای حل این تناقضات ، مدیر تمایل دارد تا داده های حسابداری در معاملات مالی را دستکاری کند تا منافع طرفین را هماهنگ کند. نظریه آژانس به طور خاص برای توضیح مقام مدیرعامل همزمان رئیس ، اندازه هیئت مدیره ، استقلال هیئت مدیره ، تعداد جلسات هیئت مدیره ، تعداد اعضای هیئت نظارت ، نوع شرکت حسابرسی ، ایالتی استفاده می شود. درصد متعلق به و مالکیت مدیریت بر کیفیت درآمد.
3. 2نظریه ذینفعان
نظریه ذینفعان متمرکز بر استراتژی مدیریت و اخلاق است که برای اولین بار توسط (فریمن ، 1984) معرفی شد. ایده اصلی این تئوری این است که موفقیت یک سازمان به رابطه مدیر و ذینفعان مانند سرمایه گذاران ، طلبکاران ، کارگران ، مشتریان ، تأمین کنندگان ، ایالت و سایر نهادها در دستیابی به اهداف شرکت بستگی دارد. مطالعات کاملاً کمی وجود دارد که از نظریه ذینفعان برای توجیه نتایج این تحقیق استفاده می شود. نظریه ذینفعان پیشنهاد می کند که شرکتی که دارای یک هیئت مدیره بزرگ و متنوع است ، مناسب است و برای پیوند دادن به مؤلفه ها مزایای بسیاری دارد. علاوه بر نظریه آژانس ، نظریه ذینفعان نیز برای توضیح چگونگی تأثیر عوامل هیئت مدیره بر کیفیت درآمد ترکیب شده است
از طرف دیگر ، شعبه مبتنی بر مدیریت استدلال می کند که سازمان از طریق قدرت ذینفعان خود برای تأثیرگذاری بر حاکمیت شرکت ها به جامعه واکنش نشان می دهد. بر اساس این دیدگاه ، سازمان ها اطلاعاتی را ارائه می دهند که علایق و انتظارات گروه های خاص یا ذینفعان اصلی مربوط به سازمان را هدف قرار می دهد. در نتیجه ، افشای اطلاعات شرکت به عنوان یک استراتژی برای حفظ حمایت از ذینفعان کلیدی مورد استفاده قرار می گیرد (Islam & Deegan ، 2010). طبق نظریه ذینفعان ، سازمان ها قصد دارند از طریق فعالیت های خود انتظارات همه ذینفعان را متعادل کنند. سازمان ها باید از همه ذینفعان مراقبت کنند و باید از خوشحال بودن اطمینان حاصل کنند. مدیران باید هنگام تصمیم گیری در مورد مسئولیت اجتماعی ، انتظارات همه گروه های ذینفع را در نظر بگیرند و حفظ کنند. از تئوری ذینفعان در این مطالعه استفاده می شود تا توضیح دهد چه چیزی باعث ایجاد انگیزه در زمینه انتشار SR می شود.
3. 3نظریه سیگنالینگ
تئوری سیگنال توسط اسپنس (1973) معرفی شد. وی ضمن مطالعه بازار کار ، استدلال کرده بود که استخدام کارگران یک تصمیم نامشخص است زیرا آنها صلاحیت واقعی کارگران را نمی دانند. راس (1977) استدلال می کند که تضادهای ذاتی سهامداران و مدیران باعث می شود که مدیر روی ارائه سیگنال های مرکزی و رفع نیازهای اصلی اطلاعات کاربران تمرکز کند. در بازار مالی ، رابطه اصلی بین سهامدار و مدیر با بازده سرمایه گذاری بیان می شود ، سرمایه گذار بر اساس شاخص های سودآوری تصمیمات اقتصادی می گیرد.
3. 4کارایی بازار سرمایه
سود مورد توجه شرکت کنندگان در بازار مالی ، به ویژه سرمایه گذاران و تحلیلگران است. مطالعات اخیر شواهدی را ارائه می دهد که سود گزارش شده یکی از مهمترین اطلاعات یک شرکت است (فرانسیس ، مایدو و اسپارکز ، 2004) ، زیرا آنها یک شاخص خوب برای جریان نقدی آینده هستند و همچنین این واقعیت که اطلاعات بیشتری در مورد اقتصادی یک شرکت وجود داردعملکرد فقط جریان نقدی (DeChow ، 1994). فرانسیس ، مایدو و اسپارکس (2004) ضمن بررسی رابطه بین چندین ویژگی سود و هزینه حقوق صاحبان سهام در ایالات متحده دریافتند که خواص سود مبتنی بر حسابداری (کیفیت تجمعی ، پایداری ، پیش بینی و ثبات) از بازار مقرون به صرفه تر استویژگی های مبتنی بر (ارتباط ارزش ، به موقع و احتیاط) و ویژگی های کیفیت تجمعی بالاترین ارزش را دارند. در یک مطالعه توسط Bhattacharya ، Daouk و Welker (2003) نشان داد که افزایش سود ، به عنوان یک معیار کل سطح مثبت درآمد ، جلوگیری از ضرر و ثبات سود تعریف می شود ، این مربوط به افزایش هزینه استاز حقوق صاحبان سهام و کاهش حجم معامله. در بازار ایالات متحده ، مطالعاتی مانند Bitner و Dolan (1996) ، Rountree ، Weston و Allayais (2008) انجام شده است ، آنها رابطه EQ را با ارزیابی شرکت ها (اندازه گیری شده توسط Tobin'q) مطالعه کردند ، و در همین حال ،Bitner و Dolan (1996) رابطه بین ثبات سود و FV را بررسی کردند.
4- روش تحقیق
4. 1مدل تحقیق و فرضیه ها
بر اساس مرور کلی تحقیقات قبلی در مورد عوامل مؤثر در انتخاب سیاست های حسابداری ، شکاف های تحقیقاتی مشخص شد و فرضیه هایی برای پیش بینی عوامل مؤثر در انتخاب سیاست های حسابداری ایجاد شد. چارچوب مفهومی به شرح زیر نمایش داده می شود: (شکل 1 را ببینید).
شکل 1: مدل تحقیق پیشنهادی
این یک مطالعه کمی بود ، با استفاده از روش رگرسیون حداقل مربعات معمولی (OLS). براساس نتایج به دست آمده پس از تجزیه و تحلیل ، نویسنده در مورد نتایج بحث کرده و توصیه ها و پیشنهاداتی را به موضوعاتی از قبیل مدیران مشاغل ، سرمایه گذاران و آژانس های دولتی در مورد توانایی استفاده از اطلاعات حسابداری در صورتهای مالی SMES برای انتخاب سیاست های حسابداری ارائه داده است. برای کمک به آنها در تصمیم گیری های تجاری و سرمایه گذاری.
Raffouier (1995) در حال مطالعه SME در سوئیس به وجود ارتباط معنی داری بین اندازه شرکت و افشای آن اشاره کرد. اگر اندازه شرکت نقش مهمی در تعیین میزان افشای شرکت ها داشته باشد ، احتمالاً SME ها اطلاعات کمتری را آشکار می کنند و همچنین سیاست های حسابداری و افشای حسابداری را بر اساس عملکردهای فردی ، ظرفیت و ویژگی های زیست محیطی که از جمله سیستم های مالیاتی با آنها روبرو هستند ، انتخاب می کنند.
در کشورهای در حال توسعه مانند ویتنام ، شرکت های بزرگ به عنوان سوءاستفاده از منابع کشورها در نظر گرفته می شوند و احتمالاً به شدت کنترل می شوند. گزارش از درآمد قابل توجهی ممکن است باعث شود شرکت ها عواقب سیاسی قابل توجهی داشته باشند. با این حال ، در ویتنام و بیشتر کشورهای دیگر در آسیا و اقیانوسیه ، شرکت های بزرگ از نظر سیاسی به هم متصل هستند (Waweru ، Ntui & Mangena ، 2011). این بدان معناست که در شرکت های مرتبط با سیاسی ، هزینه های سیاسی مرتبط با گزارش درآمد عظیم ممکن است مسئله ای نباشد زیرا مدیران توسط سیاستمداران محافظت می شوند که بر کسانی که به آنها وصل می شوند تأثیر می گذارند. علاوه بر این ، از آنجا که دولت های کشورهای در حال توسعه مانند ویتنام شرکت ها را ترغیب به شرکت در توسعه اقتصادی می کنند ، مداخله دولت ممکن است غیر واقعی باشد. بنابراین ، فرضیه اول به شرح زیر ارائه شده است:
H1: هرچه اندازه شرکت بزرگتر باشد ، بیشتر احتمال دارد که مدیران سیاست های حسابداری را برای کاهش درآمد گزارش شده انتخاب کنند.
در زمینه ویتنام ، شرکت ها غالباً برای تأمین مالی خود به دارندگان اوراق قرضه و بانک ها اعتماد می کنند. با توجه به وابستگی به بدهی ، مدیران انگیزه ای برای انتخاب سیاست های حسابداری برای افزایش درآمد گزارش شده دارند تا اطمینان حاصل شود که شرکت ها از تعهدات بدهی تحمیل شده توسط دارندگان اوراق قرضه و بانک ها و همچنین جلوگیری از هزینه های مذاکره می کنند (اینو و توماس ، 1996). بنابراین ، فرضیه دوم به شرح زیر پیشنهاد شده است:
H2: در بنگاه هایی که بدهی بالا به نسبت سهام (اهرم مالی) دارند ، مدیران به احتمال زیاد رویه های حسابداری افزایش درآمد را انتخاب می کنند
اگر یک برنامه تشویقی مدیریتی دارای یک برنامه تشویقی مربوط به درآمد حسابداری باشد ، مدیران انگیزه ای برای استفاده از اصول حسابداری برای افزایش سود حسابداری به عنوان بخشی از درآمد خود از چنین برنامه تشویقی دارند. بنابراین ، فرضیه بعدی به شرح زیر است:
H3: اگر شرکت ها برنامه های تشویقی داشته باشند ، مدیران احتمالاً برای افزایش درآمد گزارش شده ، سیاست های حسابداری را انتخاب می کنند
Takada و Muramiya (2013) پیشنهاد می کنند که تغییر سیاست حسابداری برای کاهش سودآوری می تواند به بهبود سلامت مالی یک شرکت کمک کند ، در این سناریو ، حسابرسان ممکن است کمتر روی چنین شرکت هایی تمرکز کنند و احتمالاً بیشتر روی شرکت هایی که روی سیاست های حسابداری خود کار می کنند تمرکز کنندسودنلسون و همکاران.(2002) نشان می دهد كه حسابرسان كمتر از مشتریانی كه به دنبال كاهش سود هستند نسبت به افرادی كه به دنبال افزایش سود هستند ، نگران هستند. بنابراین ، فرضیه بعدی به شرح زیر نمایش داده می شود:
H4: شرکت های حسابرسی شده احتمالاً سیاست حسابداری سودآوری را انتخاب می کنند.
ساتون (1988) استدلال كرد كه مالیات نقش مهمی در توسعه تجارت دارد. مالیاتی مشاغل را وادار می کند تا با افزایش هزینه های موجودی و سرمایه گذاری در دارایی های جدید ، سود مشمول مالیات را کاهش دهند. تفاوت به دلیل مقررات مختلف در مورد اندازه گیری ، تشخیص درآمد ، درآمد و هزینه های حسابداری و مالیات است. بدیهی است که ، در ویتنام ، بین حسابداری و مالیات رابطه نزدیکی وجود دارد ، قوانین مالیاتی به شدت در شیوه های حسابداری برای اندازه گیری ، بازپرداخت و افشای صورتهای مالی مداخله می کنند. اصول حسابداری برای تعیین سود مشمول مالیات تحمیل می شود ، به این معنی که از روش حسابداری برای تعیین سود مشمول مالیات استفاده می شود. این رابطه نزدیک نشان می دهد که ، هنگامی که یک مدیر برای مدیریت سود حسابداری اقدام می کند ، تا حدی سود مشمول مالیات تحت تأثیر قرار می گیرد. به عبارت دیگر ، مدیر می تواند در صورت بروز فرصت ، مدیریت درآمد را برای صرفه جویی در مالیات بر درآمد انجام دهد. برای زمینه ویتنام ، نگوین و نگوین (2014) هنگام مطالعه عوامل مؤثر در انتخاب سیاست های حسابداری در بنگاه های ویتنامی نیز گزارش می دهند که مالیات یکی از عواملی است که به طور قابل توجهی بر رفتار مدیران در انتخاب سیاست های حسابداری تأثیر می گذارد. بنابراین ، فرضیه بعدی به شرح زیر نمایش داده می شود:
H5: برای جلوگیری از پرداخت مالیات ، شرکت ها برای کاهش سود سیاست های حسابداری را انتخاب می کنند.
H6: حسابداران با مهارت ، سیاست های حسابداری را برای کاهش سود انتخاب می کنند.
4. 2روش تحقيق
نویسنده از مدل رگرسیون برای آزمایش فرضیه ها در مورد عوامل مؤثر در انتخاب سیاست های حسابداری در SME ها در هانوی استفاده کرده است ، الاغ رگرسیون چند متغیره من به شرح زیر است:
( mathrm = beta _+ beta_ mathrm _+ beta_ mathrm_ ldots+ beta mathrm mathrm_<mathrm>+ varepsilon )
Y: متغیرهای وابسته
X1 , X2 . Xn: متغیرهای مستقل ε: خطا (تفاوت بین مقدار واقعی و مقدار پیش بینی شده)
پس از انتخاب متغیرهایی که در تجزیه و تحلیل رگرسیون قرار می گیرند ، نویسنده از آزمون f برای ارزیابی مناسب بودن مدل رگرسیون خطی استفاده کرده است. از آزمون t استفاده شده برای ارزیابی اهمیت ضرایب رگرسیون متغیرهای مستقل و از فاکتور تورم واریانس - VIF برای شناسایی همبستگی در بین متغیرهای مستقل استفاده کرد. در صورتی که مقدار VIF بیشتر از 10 باشد ، در بین متغیرهای مستقل پدیده ای وجود دارد.
4. 3مدل تحقیق
براساس توسعه فرضیه ها ، نویسنده مدل رگرسیون حداقل مربعات معمولی (OLS) را به شرح زیر تهیه کرد:
فروش: اندازه شرکت با درآمد جمع آوری شده از صورتهای مالی سالانه اندازه گیری می شود
LEV: نسبت اهرم با نسبت کل بدهی بلند مدت به کل ارزش کتاب سهام ، که هر دو در پایان سال مالی جمع آوری شده اند ، اندازه گیری می شود.
INC: برنامه تشویقی با اعلام برنامه تشویقی شرکت در صورتهای مالی سالانه تعیین می شود. برچسب 1 اگر شرکت برنامه تشویقی داشته باشد ؛برچسب 0 اگر شرکت برنامه تشویقی نداشته باشد.
مالیات: براساس مبلغ مالیات بر درآمد شرکت قابل پرداخت در صورتهای مالی تعیین می شود.
AUD: حسابرسان ، اگر SME ممیزی سالانه را انجام دهد ، 1 طول می کشد. اگر SME حسابرسی را انجام ندهد ، 0 را بگیرید.
قانون: دانش حسابدار ، اگر حسابدار دارای دانشگاه یا فارغ التحصیل باشد ، 1 طول می کشد. و اگر حسابدار دارای مدرک کالج یا میانی باشد ، 0 را انتخاب می کند
ACTPOL: درصد رویه های حسابداری کاهش درآمد (سیاست های حسابداری کاهش درآمد به کل گزینه های سیاست های حسابداری). نویسندگان مختلف (به عنوان مثال ، Waweru ، NTUI ، Mangena ، 2011) خلاصه کرده اند که چگونه انتخاب سیاست های حسابداری بر درآمد تأثیر می گذارد و در جدول 1 نمایش داده می شود.
جدول 1: انتخاب سیاست های حسابداری مؤثر بر استراتژی سود
4. 4داده ها
داده های تحقیق از پرسشنامه ارسال شده به حسابداران و حسابداران اصلی شرکتهای کوچک و متوسط در ویتنام جمع آوری شد. مطابق با اهداف تحقیق ، پرسشنامه به 3 بخش تقسیم شد. بخش اول اطلاعات مربوط به مشخصات پاسخ دهندگان را درخواست کرد. این کار برای تعیین اطلاعات پس زمینه جمعیتی در مورد پاسخ دهندگان انجام شد. بخش دوم شامل سؤالاتی است که مربوط به SME های ویتنامی است که مورد بررسی قرار می گیرد مانند موقعیت مکانی تجارت ، ماهیت تجارت ، تعداد کارمندان منصوب شده و غیره و بخش سوم پاسخ های مربوط به عوامل مؤثر در انتخاب سیاست های حسابداری در SME در ویتنام را درخواست می کند. 250 پرسشنامه برای پاسخ دهندگان ارسال شده است و ما 200 پاسخ جمع آوری کردیم. طبق گفته های هونگ و چو (2013) اندازه نمونه 200 پاسخ از شرکتهای غیر مالی نماینده کل جمعیت است.
پس از جمع آوری داده های شرکت و محاسبه متغیرهای تحقیق ، داده ها از طریق مراحل زیر پردازش می شوند:
- مرحله 1: توضیحات آماری را برای درک ویژگی های اساسی داده های جمع آوری شده از طریق مقادیر متوسط ، مقادیر متوسط ، حداکثر مقادیر ، حداقل مقادیر و انحراف استاندارد متغیرها در مدل انجام دهید.
- مرحله 2: همبستگی بین متغیرهای مستقل را تجزیه و تحلیل کنید.
- مرحله 3: پیروی از فرضیات رگرسیون را تأیید کنید
- مرحله 4: قابلیت اطمینان متغیرها را بررسی کنید.
- مرحله 5: تجزیه و تحلیل رگرسیون را با توجه به مدل تحقیق ارائه شده توسط OLS انجام دهید.
5- نتیجه تحقیق
نتیجه تحقیق برای 5 مرحله در جدول 2 ارائه شده است:
جدول 2: آمار توصیفی برای متغیرهای تحقیق
از جدول 3 نشان داده شده است که همه متغیرها در متغیر انتخاب حسابداری (ACTPOL) با سطح قابل توجهی 1 درصد تأثیر دارند. ACTPOL به طور معکوس با حسابرسی ها (AUD) مرتبط است ، در عین حال متغیرهای دیگر تأثیر مثبتی بر ACTPOL با میزان اهمیت 5 ٪ دارند. ضریب همبستگی پیرسون همچنین نشان می دهد که هیچ همبستگی موجود و پدیده چند رنگ در مدل تحقیق وجود ندارد.
جدول 3: نتیجه تجزیه و تحلیل همبستگی
متغیرهای مستقل از پدیده های چند کولی برخوردار خواهند بود که ضریب تحمل کمتر از 0. 1 باشد یا VIF بیشتر از 10 باشد. در جدول 4 ، مقدار ضریب تحمل متغیرهای مستقل بیشتر از 0. 1 است. مقادیر VIF متغیر کمتر از 10 است. این شواهد نشان می دهد که هیچ پدیده ای بین چند قطبی بین متغیرها وجود ندارد. مدل تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر بر سیاست های حسابداری افزایش درآمد به شرح زیر است:
جدول 4: نتایج رگرسیون برای مدل
ACTPOL = -1،86 + 0. 463Sale + 0. 259TAX - 0. 48AUD + 0. 188ACT
جدول 4 نشان می دهد که R2 تنظیم شده مدل 0. 583 است ، به این معنی که این مدل 58،3 ٪ از عوامل مؤثر بر رویه های حسابداری کاهش دهنده درآمد را توضیح می دهد. تحقیقات نشان می دهد که اندازه شرکت عاملی است که در انتخاب سیاست های حسابداری توضیح می دهد ، بنابراین فرضیه H
پشتیبانی می شوداین مطابق با مطالعات Waweru ، NTUI ، Mangena (2011) و Pham and Nguyen (2019) است. با هدف کاهش مبلغ مالیات قابل پرداخت ، مدیر خط مشی حسابداری را انتخاب می کند که سود را کاهش می دهد ، فرضیه H1پشتیبانی می شودمشاغل شرکت کننده در بنگاه های حسابرسی اغلب برای افزایش سود سیاست های حسابداری را انتخاب می کنند ، فرضیه H5پشتیبانی می شوداین مطابق با مطالعات Takada & Muramiya (2013) است. هرچه سطح حسابداران بالاتر باشد ، مشاغل برای کاهش سود سیاست های حسابداری را انتخاب می کنند و فرضیه H6 پشتیبانی می شود.46. نتیجه گیری
این مقاله با هدف بررسی عوامل مؤثر در انتخاب سیاست های حسابداری مدیران در 200 SME در ویتنام انجام شده است. نویسنده 6 عامل را مورد بررسی قرار داد: اندازه شرکت ؛قدرت نفوذ؛حسابرسان ؛برنامه های تشویقی ؛مالیات؛و حسابدار که ممکن است بر انتخاب مدیران از سیاست های حسابداری در SME های ویتنامس تأثیر بگذارد. نتایج نشان می دهد که چهار عامل بر انتخاب سیاست های حسابداری تأثیر می گذارند که در آن حسابرسان با سیاست های حسابداری افزایش درآمد همراه هستند. و سه عامل در ارتباط با سیاستهای حسابداری گیرنده از جمله اندازه شرکت ، مالیات و حسابدار وجود دارد. از بین 4 عامل تأثیرگذار ، اندازه شرکت بیشترین تأثیر را دارد (ضریب بتا 0. 463 است).
نتایج تحقیق نشان می دهد که SME ها اغلب سیاست های حسابداری را کاهش می دهند تا SME ها بتوانند مالیات شرکت های خود را کاهش دهند. اندازه شرکتها کوچکتر است ، محدودتر کار حسابداری در هر واحد است و احتمالاً اشتباه می کند. برای ایجاد یک تغییر واقعی در کار حسابداری در SMES ، لازم است که از طرف مقامات مداخله فعال داشته باشید ، تلاش های مداوم از مشاغل برای بهبود نقش و کیفیت کار حسابداری و همچنین ایجاد توسعه پایدار. پس از نتایج ما پیشنهادات آموزنده زیر را پیشنهاد می کنیم:
اول ، لازم است تعدادی راه حل برای بهبود سیستم حسابداری شرکت در جهت حل رایج ترین مسائل مربوط به حسابداری که برای کار حسابداری در SME ها ساده و امکان پذیر است ، انجام دهید. راه حل هایی برای افزایش آگاهی از هیئت مدیره لازم است. این امر منجر به تقویت فعالیت های سازمان های حرفه ای حسابداری ، توسعه خدمات مشاوره حسابداری و خدمات مشاوره گزارشگری مالی می شود.
دوم ، برای مشاغل ، ساخت دستگاه حسابداری که برای ساختار مدیریت شرکت مناسب است ، لازم است. شرکت ها باید پرسنل حسابداری را با توجه به نیاز به هر موقعیت و مطابق با رژیم های حرفه ای ، مالی و حسابداری انتخاب کنند. از فناوری اطلاعات باید در پردازش داده های حسابداری استفاده شود که از صحت و به موقع بودن اطمینان حاصل می کند.
سوم ، دولت باید سیاست های مالیاتی را در رابطه با مالیات بر درآمد شرکت ها بهبود بخشد. علاوه بر این ، اجرای مالیات باید تقویت شود تا از فعالیت های کلاهبرداری SME جلوگیری شود.
در مرحله بعد ، لازم است یک استاندارد حسابداری جداگانه برای شرکتهای کوچک و متوسط در دوره زمانی فعلی تهیه شود که در تکمیل چارچوب قانونی سیستم های حسابداری در ویتنام ، مطابق با الزامات توسعه اقتصادی داخلی و هماهنگی با هماهنگی ، کمک خواهد کرد. غالب شیوه های حسابداری بین المللی. علاوه بر این ، دولت باید مجازات هایی را برای SME ها تعیین کند که مطابق با مقررات مربوط به حسابداری ، امور مالی و مالیاتی نباشد.
و آخرین اما نه مهم ، برای شرکت های حسابرسی ، تأکید بر اهمیت آشنایی با مشتریان (SME) هنگام شروع حسابرسی مهم است. این اطلاعات مفیدی را ارائه می دهد که به قضاوت انگیزه های مشتریان کمک می کند ، از این طریق می دانند که تمایل آنها به تنظیم سود خود (افزایش یا کاهش سود) با انتخاب یک خط مشی حسابداری ، بنابراین نیاز به طراحی رویه های حسابرسی مناسب وجود دارد.
به طور کلی ، دامنه تحقیق موضوع محدود است زیرا موضوع فقط بر شرکتهای غیر مالی در ویتنام متمرکز است. علاوه بر این ، نمونه تحقیق این موضوع از شرکت های مختلف از صنایع مختلف استفاده کرده است. جدا از این ، در نمونه تحقیق ، موضوع مورد استفاده فقط برای شرکتهای کوچک و متوسط مرتبط است ، نه برای شرکتهای بزرگ. و سرانجام ، این تحقیق فقط بر 6 متغیر مستقل متمرکز است. در حقیقت ، متغیرهای بسیار بیشتری وجود دارد که می تواند بر انتخاب سیاست های حسابداری شرکت ها مانند میثاق بدهی ، ریسک مالی و غیره تأثیر بگذارد. ما می بینیم که این محدودیت ها منجر به تحقیقات بالقوه آینده خواهد شد.
سیگنالهای معاملاتی...
ما را در سایت سیگنالهای معاملاتی دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : عارف لرستانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
25 فروردين
1402 ساعت: 11:45